چهارشنبه 22 اردیبهشت 1400 |

از ایران‌شناس گرجستانی برگزیده یازدهمین جشنواره بین‌المللی فارابی تجلیل شد

 | تاریخ ارسال: 1399/12/27 | 
مراسم تجلیل و اهدای لوح تقدیر، تندیس و جوایز یازدهمین دوره جشنواره بین‌المللی فارابی ویژه تحقیقات علوم انسانی و اسلامی به دکتر گریگول برادزه، ایران‌شناس برجسته گرجی در محل سفارت جمهوری اسلامی در تفلیس برگزار شد.
به گزارش دبیرخانه جشنواره بین‌المللی فارابی با توجه به این که به دلیل پاندمی کرونا امکان حضور برگزیدگان بخش بین‌الملل یازدهمین جشنواره فارابی در مراسم اختتامیه جشنواره وجود نداشت، مراسم اعطای جایزه به دکتر گریگول برادزه، برگزیده گرجستانی جشنواره روز سه شنبه ۲۶ اسفندماه مهرماه با سخنرانی سفیر جمهوری اسلامی ایران و رئیس دبیرخانه جشنواره بین‌المللی فارابی در محل سفارتخانه جمهوری اسلامی ایران در تفلیس برگزار شد.
 
در این مراسم که با حضور آنلاین (برخط) جمعی از ایران‌شناسان برجسته گرجستان و حمید مصطفوی، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران برگزار شد، اکبر قاسمی علی آبادی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در گرجستان طی سخنانی با تقدیر از خدمات برجسته ایران‌شناسان گرجی به فرهنگ ایرانی و تاکید بر گسترش تعامل و ارتباط اندیشمندان و فرهیختگان دو کشور اظهار داشت: به منظور گسترش و تعمیق ارتباط با ایران‌شناسان گرجستانی، هر سه ماه نشست‌هایی با حضور ایران‌شناسان محترم به میزبانی سفارت جمهوری اسلامی ایران در تفلیس برگزار خواهد شد.
وی با تجلیل از جایگاه علمی و خدمات دکتر برادزه در حوزه ایران‌شناسی و پژوهش‌های گسترده این اندیشمند گرجی در زمینه تاریخ و فرهنگ ایران پس از اسلام گفت: بسیار خرسندم که در چارچوب سپاسگذاری و تقدیر از این شخصیت فرهیخته و اندیشمند و خدمات بسیار شایان توجه و ارزشمند ایشان توفیق میزبانی ایشان در سفارت جمهوری اسلامی را پیدا کردیم و امیدوارم بتوانیم از وجود این شخصیت ارزشمند در مجامع و مناظر مختلف استفاده کنیم.
 دکتر حسین میرزائی، رئیس دبیرخانه جشنواره بین‌المللی فارابی هم که به صورت برخط در این مراسم حضور یافته بود با ابراز تأسف از این که به دلیل پاندمی کرونا، امکان میزبانی و دیدار حضوری با دکتر برادزه در ایران فراهم نشده است، اظهار داشت: می‌دانیم که بین موضوع شناخت و شناسنده، تعلق خاطر و رابطه ای عاطفی شکل می‌گیرد و می‌دانیم که اغلب ایران‌شناسان علاوه بر این که ایران‌شناس هستند، ایران را هم دوست دارند و به فرهنگ و تمدن ایران تعلق خاطر دارند. دکتر برادزه که به دلیل جمیع آثار و خدمات ارزشمندشان در بخش بین‌الملل یازدهمین دوره جشنواره بین‌المللی فارابی برگزیده شده‌اند از حدود نیم قرن پیش در حوزه ایران شناسی، صاحب کرسی هستند و در زمینه تاریخ و جغرافیای ایران و اسناد زبان فارسی در دانشگاه تفلیس و دانشگاه های دیگر مشغول به تدریس هستند.
 

وی با اشاره به زمینه‌های تحقیقاتی این ایران‌شناس برجسته که فرهنگ و تاریخ دوره اسلامی ایران، تاریخ روابط ایران و گرجستان، تاریخ ادبیات فارسی و هنر اسلامی، فرهنگ و هنر اسلامی، سکه شناسی، کتیبه شناسی و بررسی متون و اسناد تاریخی فارسی است، اظهار داشت: نام و یاد دکتر برادزه به عنوان یک ایران‌شناس برجسته همواره در ایران بوده و هست. باز هم از این که نتوانستیم در تهران در خدمت ایشان باشیم عذرخواهی می‌کنم و همچنین فرصت این که در تفلیس خدمت ایشان برسم را هم نیافتم خسرانی برای من است.
دکتر میرزائی با تشکر از سفیر جمهوری اسلامی ایران در گرجستان و همکاران ایشان که زمینه برگزاری این مراسم و اعطای جوایز جشنواره فارابی به دکتر برادزه را فراهم کرده اند برای وی و تمامی ایران‌شناسان آرزوی سلامتی کرد و در پایان درگذشت همسر دکتر برادزه را نیز به وی تسلیت گفت.
وی گفت: به قول ایرانی‌ها پشت هر مرد موفق یک زن باگذشت و ایثارگر است و قطعا موفقیت‌های دکتر برادزه هم مرهون حمایت‌های عاطفی و شرایطی است که همسر ایشان برایشان فراهم کرده‌اند. لذا نام و یاد همسر ایشان را هم در این مراسم گرامی می‌داریم و قدردان نقششان در این حوزه هستیم.
در ادامه این مراسم، لوح تقدیر جشنواره بین المللی فارابی که به امضای رئیس جمهوری اسلامی ایران رسیده، لوح تقدیر دفتر منطقه­ ای آیسسکو و کمیسیون ملی یونسکو، تندیس و دیگر هدایای جشنواره توسط سفیر جمهوری اسلامی ایران به دکتر برادزه اعطا شد.
دکتر گریگول برادزه هم با تشکر از مسئولان سفارت جمهوری اسلامی ایران اظهار داشت: از لطف و توجه همه شما یک دنیا سپاسگذارم. دریافت لوح تقدیر رئیس جمهور و کسب جایزه بین المللی فارابی برای این بنده باعث افتخاری بزرگ است. من ۷۸ سال دارم و حدود ۶۰ سال در رشته ایران شناسی فعالیت علمی پژوهشی دارم و تاریخ و فرهنگ ایران دوران اسلامی و روابط ایران و گرجستان را مورد مطالعه قرار می­‌دهم.
وی خاطرنشان کرد: ایران شناسی برای من ایران دوستی است. همواره دوستدار فرهنگ و تمدن بزرگ اسلامی و دوست ملت شریف ایران بوده، هستم و خواهم بود. من عضو کوچکی از مکتب ایران شناسی گرجستان هستم و این جایزه نیز به این مکتب شهیر تعلق دارد و استادانی که شاگرد آنها بوده و خواهم بود. در پایان با تبریک عید نوروز، سلامت و تندرستی و شادی و توفیقات روزافزون همگان را از خداوند خواهانم.
برادزه در پایان یک جلد از کتاب تازه انستیتو شرق شناسی گرجستان را که به مناسبت شصتمین سال تاسیس انستیتو منتشر شده به سفیر جمهوری اسلامی ایران اهدا کرد.

دفعات مشاهده: 932 بار   |   دفعات چاپ: 16 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

مصطفی زالی در گفتگو با دبیرخانه جشنواره بین ­المللی فارابی مطرح کرد:

 | تاریخ ارسال: 1399/11/28 | 
رونق بازار مباحث فلسفی و قوت فلسفه در عرصه آکادمی را می‌توان نشانه‌ای از قرار گرفتن جامعه در مسیر تعالی اجتماعی و بالندگی تلقی کرد.

بیش از یک دهه است که «جشنواره بینالمللی فارابی، ویژه تحقیقات علوم انسانی و اسلامی» با هدف تقویت اعتبار علوم انسانی، نظریهپردازی در حوزه علوم انسانی، نقد گفتمان غالب بر دانش و پژوهش علوم انسانی، تمهید شرایط برای عرضه تولیدات علوم انسانی کشور در عرصه بینالمللی، هر ساله بهعنوان یکی از رویدادهای مهم علوم انسانی برگزار ­شده و پژوهشگران برتر این حوزه معرفی و تقدیر می‌­شوند.
از آنجا که آشنایی بیشتر با برگزیدگان و مفاخر علوم انسانی می‌تواند به‌عنوان پشتوانه‌ای قدرتمند برای تعیین سازوکارهای تحول و توسعه علوم انسانی و تحلیل حال و آینده علوم انسانی در کشور مورد استفاده قرار گیرد، دبیرخانه جشنواره اقدام به گفتگو با پژوهشگران برگزیده جشنواره نموده است.


در اولین گفتگو از سلسله گفتگوهای سال جاری، با آقای دکتر مصطفی زالی برگزیده دوم بخش جوان گروه فلسفه، منطق و کلام یازدهمین جشنواره بین ­المللی فارابی (با رساله دکتری­‌اش با عنوان "ضرورت و امکان تبیین امر مطلق در فلسفه هگل")، به گفتگو نشستیم.
 

مصطفی زالی در سال ۱۳۶۴ در کرج به دنیا آمد. وی مدرک کارشناسی خود را در رشته مهندسی کامپیوتر و کارشناسی ارشد خود را در دو رشته مهندسی کامپیوتر و فلسفه از دانشگاه تهران اخذ کرد. موضوع پایان‌نامه وی در رشته مهندسی کامپیوتر، «کاربرد منطق ریاضی در علوم کامپیوتر» و در رشته فلسفه، «متافیزیک موجهات در فلسفه تحلیلی معاصر» بود. وی در سال ۱۳۹۵ از رساله دکتری خود در دانشگاه تهران دفاع کرد. دکتر زالی هم اکنون عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه تهران است. زمینه اصلی مطالعات وی متافیزیک (با تمرکز بر ابن‌سینا، ارسطو و هگل) و فلسفه سیاسی (با تمرکز بر نظریه عدالت) است.
در این گفتگو ضمن مروری بر سابقه تحصیلات و حوزه­‌های علمی و پژوهشی مورد علاقه ایشان، به مباحثی از قبیل جایگاه و اهمیت فلسفه و اندیشه فلسفی، نظریه عدالت و اهمیت عدالت اجتماعی و وضعیت آموزش و پژوهش فلسفه در ایران پرداختیم (گفتگو از علی میرزائی و  فاطمه محمد).


شما از حوزه غیرعلوم انسانی (حوزه فنی مهندسی) به رشته فلسفه آمدید. چه شد که به این وادی کشیده شدید و آن حوزه را رها کردید؟

-  برای پاسخ به این سؤال شاید بد نباشد که کمی به عقب­تر برگردم و مقداری از زندگی خود پیش از دوران ورود به دانشگاه بگویم. من در یک خانواده مذهبی متولد شدم و همچنان نیز فردی مذهبی هستم. از سوی دیگر پدر و مادرم همواره در زندگی توجه خاصی به افراد فقیر داشتند و در راه دستگیری از ایشان همواره می‌کوشیدند به رغم آنکه در آن دوران خود نیز از تمکن مالی چندانی برخوردار نبودند.  این زمینه خانوادگی در شکل‌گیری دغدغه‌های من از حیث ایجابی تأثیر پایداری داشته است. به همین جهت بسیاری از مسائلی که تا امروز نیز با آن درگیری نظری دارم به پس‌زمینه خانوادگی و اجتماعی من بازمی‌گردد؛ از نسبت میان عقل و دین تا توجه به مسأله عدالت اجتماعی و نابرابری. علاوه بر این از همان کودکی، تقریباً از اواسط دوره ابتدایی، به قدری که سوادم می‌­رسید، کتاب­های شهید مطهری را می‌­خواندم؛ ابتدا از کتاب‌هایی مانند داستان راستان و در ادامه حماسه حسینی و ... . در دوره راهنمایی هم کم و بیش این کتابها را می­‌خواندم . علاوه بر کتاب­های شهید مطهری، یکی دیگر از چیزهایی که بر روی ذهن من اثر گذاشت منازعات دوره اصلاحات بود. به یاد دارم که در آن دوران (حدود سالهای ۷۶) بحث مشروعیت و مقبولیت داغ بود. در این دوران نیز مشخصاً مباحث میان آقای مصباح و جریان اصلاحات و مسائل مطرح در آن ذهن مرا به خود مشغول کرد. این منازعات در ذهن من از جهت شکل‌­گیری دغدغه نسبت به مسائلی اثرگذار بود که بعدها فهمیدم از آنها تعبیر به فلسفه سیاسی و نظریه سیاسی می‌­شود. سومین منشأ اثرگذار بر من نیز آشنایی تصادفی با چند کتاب­ از شهید آوینی بود (آینه جادو، توسعه و مبادی تمدن غرب و ...) که منجر به آشنایی با مسائلی شد که شاید بتوان با کمی مسامحه از آن تعبیر به مسأله مدرنیته کرد. پس اولین منشأ، مواجهه با مسئله معرفت دینی با تقریر شهید مطهری، دومی، آشنایی با مسئله فلسفه سیاسی (نظام مشروع سیاسی) بود و سومی، مواجهه با مسئله­‌ای به نام مدرنیته (حدود سال ۸۰ -۸۱) بود. البته جا دارد به عنوان یک مبدأ مؤثر دیگر هم که کمی بعدتر بر ذهنیتم اثرگذار بود اشاره کنم؛ در فاصله سال­های ۸۵ تا ۸۸ کتاب‌های عبدالکریم سروش را نیز می­‌خواندم و کتابهای ایشان از جهت توجه به فقه و اصول و فراگزاره‌های ناظر به آن برای من خیلی اثرگذار بود. پیش از آن گرچه با افکار عبدالکریم سروش آشنا بوده و رجوعی پراکنده به آثارش داشتم ولی تا آن مقطع هیچگاه توجه جدی بدان نکرده بودم. جالب است اکنون که فکر می­‌کنم می‌­بینم از همه این مبدأهایی که در من اثرگذار بوده، امروزه فاصله گرفته‌­ام؛ یعنی نه درکی که از مدرنیته دارم آن درکی است که از کتاب­های شهید آوینی گرفتم و نه درکم از نظام سیاسی اسلام درک استاد مصباح است و نه آن نگاه دکتر سروش را به فقه و اصول دارم. ولی همه اینها زمینه شکل‌­گیری علاقه‌­ام بودند که بسیاری از آنها نیز تا به امروز تداوم دارند. مجموعه اینها و به­‌خصوص کتاب­های شهید آوینی که مطالعه آنها مصادف با سال سوم دبیرستان بود، من را مقداری نسبت به تحصیل در رشته ریاضی مردد کرده بود. منتها من در کرج بودم و آنجا درس خواندم و امروز هم که ۱۷ سال از آن روزگار می­‌گذرد، یعنی ۱۷ دوره بعد از آن زمان کنکور برگزار شده، خیلی این جو تغییر نکرده است؛ یعنی در شهرستان­ها خیلی برای رشته علوم انسانی، یک افق تحصیلی وجود ندارد. نه مدرسه شما را تشویق می‌­کند و نه خودتان می‌­توانید این افق را خیلی حس کنید که چه اهمیتی دارد و به آن به عنوان یک مقوله جدی بیندیشید.  به همین جهت به رغم علائق و دغدغه‌های فراوانی که داشتم هیچگاه به علوم انسانی به عنوان رشته‌ای دانشگاهی و انتخابی جدی فکر نمی‌کردم، گرچه تردیدهایی جدی نسبت به ادامه تحصیل در رشته ریاضی نیز در من شکل گرفته بود.
به هر حال من در سال تحصیلی ۸۱-۸۲ در فضای کنکور قرار گرفتم و به رغم تردیدهایی که داشتم در کنکور ریاضی شرکت کردم و رتبه­ بدی هم نیاوردم و وارد رشته مهندسی کامپیوتر در دانشکده فنی دانشگاه تهران شدم. بعد از ورود به دانشگاه و مراوده با دانشجویان سایر رشته‌ها و خصوصاً رشته فلسفه، کم ­کم به این نتیجه رسیدم که می‌توان چنین رشته‌­هایی را به عنوان یک زمینه آکادمیک جدی گرفت و احساس می­کردم در آنها موفق­تر خواهم بود و حتی مدتی نیز به دنبال تغییر رشته بودم. ولی دانشکده فنی جو خیلی سختگیرانه‌­ای داشت. این فضای سفت و سخت دانشکده فنی دو حالت دارد: یا شما را در حاشیه قرار می‌­دهد و یا در متن خود نگه می‌­دارد و درس می‌­خوانید. من هم در متن قرار گرفتم و در تحصیل موفق بودم و دیگر قضیه تغییر رشته در مقطع لیسانس را با آنکه تا ترم سوم خیلی به آن فکر می­‌کردم، جدی نگرفتم. البته شاید یکی از دلایلی هم که باعث شد این مسئله خیلی جدی نشود، این بود که بنا به رسم و سنت معمول دانشکده فنی ، این دانشکده سالانه به نفرات اول تا سوم هر رشته در هر ورودی جایزه می‌­دهد و اسامی آنها را نیز در تابلوی اعلانات در معرض دید عموم قرار می‌دهد؛ من هم در همان سال اول این جایزه را دریافت کردم و نفر سوم ورودی دوره خودم شدم (از بین حدود ۹۰ دانشجوی ورودی رشته کامپیوتر سال ۸۲). در عین حال قابل انکار نیست که به این رشته علاقه هم داشتم و همچنان نیز به این مباحث علاقه دارم. زمانی که می­‌خواستم انتخاب رشته بکنم، با خیلی­‌ها مشورت کردم و دیدم چون به ریاضیات علاقه دارم یا باید ریاضی بخوانم یا در رشته­‌های فنی و مهندسی وارد شوم که برایم بهترین رشته «مهندسی کامپیوتر» بود. هنوز هم فکر می‌­کنم با همه خامی‌هایی که یک جوان برای انتخاب رشته در ۱۸ سالگی دارد، با آن فضا و مجموعه بضاعت‌ها انتخاب درستی داشتم. در نهایت در سال ۸۵ و همزمان با آخرین سال دوران کارشناسی مجدداً به ادامه تحصیل در رشته فلسفه این بار در مقطع کارشناسی ارشد فکر می‌کردم. این در حالی بود که می­‌توانستم بدون کنکور وارد مقطع کارشناسی ارشد رشته مهندسی کامپیوتر بشوم. جالب است که آن سال کنکور هم دادم و به رغم آنکه می‌توانستم در رشته نرم‌افزار در هر دانشگاهی پذیرفته شوم (در کنکور ارشد رتبه ۲۱ رشته مهندسی نرم‌افزار را بدست آوردم)، انتخاب رشته نکردم به این نیت که دیگر حتماً می‌­خواستم فلسفه بخوانم، اما تابستان سال ۸۶ به دلایلی گوناگون (که شرح آن مجالی دیگر می‌طلبد) مردد شدم و در نهایت با استفاده از سهمیه استعداد درخشان و بدون کنکور، وارد مقطع کارشناسی ارشد مهندسی کامپیوتر (سال ۸۶) شدم. دوران کارشناسی ارشد فرصت مناسبی برای تأمل و انتخاب مسیر آینده بود و در نهایت در سال ۸۷ برای شرکت در کنکور کارشناسی ارشد فلسفه جدی شدم و در سال ۸۸ با کسب رتبه یک وارد مقطع کارشناسی ارشد فلسفه شدم. گردش علمی من از همین جا شکل گرفت.
اما همچنان فکر می‌­کنم که اثرگذارترین تجربه زندگی من همین چند سال تحصیل در دانشکده فنی بود، چون دارای چند ویژگی مهم بود که ما در دانشکده ادبیات با آنها مواجه نیستیم: یکی اینکه بچه­‌ها خیلی به لحاظ انتقادی جدی بودند و جدی بحث می­‌کردند و اساتید هم در تدریسشان خیلی جدی بودند. این نظم و انضباطی که در آنجا حاکم بود همچنان اثرگذارترین تجربه زندگی من بشمار می­‌رود. یعنی اگر بخواهم بگویم زندگی من یک مبدأ گردش دارد می­‌توانم بگویم همان ۱۸ سالگی من است که وارد دانشکده فنی شدم، چون خیلی به لحاظ تجربه شخصیتی روی من اثرگذار بوده و به خاطر همین جدیت، آن فضا یک فرصت بازاندیشی انتقادی بر روی همه آن چیزی که تا آن روز بدست آورده بودم برایم فراهم آورد؛ جدای از آنکه انضباط ذهنی و رفتار علمی من نیز همچنان وامدار همان فضاست.
یک نکته که برای خودم هم جالب توجه است اینکه تا اواخر دوران دبیرستان دو دغدغه متفاوت داشتم که اولی بر دومی غلبه داشت: دغدغه‌های سیاسی اجتماعی و دغدغه‌های درسی؛ در واقع بیشتر به دنبال پیگیری مسائل سیاسی-اجتماعی بودم و درس را هم کنارش می‌خواندم؛ همواره در درس موفق بودم ولی تلاشم در درس از حد موفقیت در سطح دروس مدرسه فراتر نمی‌رفت؛ در آن دوره هیچگاه مانند بسیاری دیگر که از همان کودکی رویای دانشمند شدن را دارند، نبودم. شاید همین دغدغه دوگانه باعث شد به رغم علایق سیاسی-اجتماعی که داشتم در نهایت به دنبال رشته ریاضی بروم و این تصور را که می‌توان میان این دو ساحت جمع کرد نداشتم. از سال سوم دبیرستان به دنبال تشویق‌های یکی از معلم‌های ریاضی دبیرستان -آقای آقاصفری که خود را بسیار وامدار او می‌دانم- توجه بسیار جدی‌تری به درس پیدا کردم که مسبب قبولی در یک دانشگاه خوب و موفقیت‌های علمی بعدی شد. الان هم که فلسفه می‌خوانم باید بگویم به نوعی میان این دو دغدغه جمع کرده‌ام؛ یعنی همان مسائل سیاسی-اجتماعی را که به تدریج در ذهنم شکل گرفته بود در ساحت نظری دنبال می‌کنم.
 

شما در سؤال قبل به ­نوعی به سیر تاریخی و تبارشناسی‌­­تان اشاره کردید. تحصیل در حوزه فنی چقدر توانست به شما کمک بکند؟ چه تأثیری بر روی نگرش­های فلسفی شما داشت؟
- بنده در همان بخش اول اشاره‌­هایی به این مطلب داشتم. تأثیراتش هم شکلی و هم محتوایی بود؛ البته وقتی میان شکل و محتوا تفکیک قائل می‌شوم منظورم این نیست که دسته‌ای از عوامل تأثیر شکل و دسته‌ای دیگر تأثیر محتوایی دارند. بلکه پاره‌ای از این عوامل به رغم آنکه ممکن است در نظر نخست شکلی به نظر برسند، محتوا را نیز متعین می‌کنند؛ به طور خاص انضباط پژوهش حاکم بر دانشکده فنی را می‌توانم امری شکلی تلقی کنم که محتوا را نیز متعین می‌کند. یعنی وقتی وارد حوزه فلسفه شدم، دیگر دنبال این نبودم که یک سری محفوظات را دنبال کنم، بلکه بیشتر دنبال این بودم که بتوانم مواجهه‌ای انتقادی-استدلالی با متون داشته باشم و خودم نیز در بسط اندیشه فلسفی مساهمت داشته باشم. جا دارد اینجا به یک خاطره اشاره کنم: استادی در دانشکده فنی داشتم که خیلی به ایشان مدیونم، به نام دکتر رامتین خسروی. زمانی که مردد بودم بدون کنکور وارد مقطع ارشد دانشکده فنی بشوم، ایشان تازه هیئت علمی شده بود. رفتم و از ایشان پرسیدم من مانده‌­ام که در مقطع ارشد فنی بخوانم یا به سراغ فلسفه بروم. ایشان با لحنی صریح به من گفتند حالا که یک ارشد بدون آزمون و بی‌زحمت پیش رویت هست، بخوان، اما من با وضعیتی که در تو می‌­بینم، آدمی نیستی که کار مهندسی بکنی، درنهایت هم به سمت کارهایی چون روزنامه‌نگاری خواهی رفت. ایشان در ادامه صحبت جالبی کردند و گفتند اگر در دانشکده فنی درس بخوانی، انضباط پژوهش را بدست می‌­آوری. شاید بتوانم بگویم مهمترین چیزی که دانشکده فنی برای من داشت و من همچنان معتقدم ما در علوم انسانی در این بخش در ایران ضعف داریم، همین انضباط پژوهش بود. ذیل همین انضباط پژوهش یکی دیگر از چیزهایی که در دانشکده فنی بر من تأثیرگذار بود، این بود که ما از همان ترم اول کارشناسی مجبور شدیم متن­‌های انگلیسی بخوانیم. اینها همه مسائل شکلی هستند ولی به محتوا جهت می‌­دهند. یعنی از همین طریق مسأله مواجهه با آخرین دستاوردها و پیگیری پژوهش‌ها در سطحی جهانی برایم نهادینه شد.
در مقطع کارشناسی ارشد و تحصیلات تکمیلی در هر جای دنیا می‌­بینید که استاد ذیل حوزه پژوهش مورد نظر یک برنامه را ارائه می‌­دهد، یک مسأله را طرح می‌­کند و یک سری متون ناظر بر آن مسأله را معرفی می‌­کند تا کم­‌کم یک مسئله با عمق بیشتر در ذهن دانشجو شکل بگیرد، حال آنکه ما در مقطع ارشد و دکترا چنان درس­ها را ارائه می‌­دهیم و کار می‌­کنیم که باعث می‌­شود پایان­‌نامه‌­های ما پایان‌­نامه‌­های سترونی باشد؛ چراکه دانشجو سه ترم در مقطع ارشد و دکترا درس می­‌خواند و در نهایت هیچ ایده‌­ای برای پژوهش بدست نمی‌­آورد. یکی از مهمترین تأثیرات دانشکده فنی برای من کسب انضباط پژوهش بود. این به معنای آن نیست که تا امروز مساهمتی جدی در حوزه تفکر اندیشه فلسفی داشته‌ام، ولی ایده‌­آل مرا از کار علمی شکل داده است. البته تحصیل در دانشکده فنی در مقطع ارشد و دکترا حاصلی دیگر نیز برایم داشت؛ حوزه پژوهش من در دانشکده فنی، منطق ریاضی و کاربرد آن در علوم کامپیوتر بود که از این حیث به نوعی با برخی از مباحث فلسفی در پیوند وثیق است؛ گرچه اکنون در این حوزه پژوهشی جدی انجام نمی‌دهم.


از نظر نگرش‌تان به فضای جامعه و کشور و... چه تأثیری بر روی شما داشت؟
- فکر می‌­کنم تأثیرش این بود که همان بازاندیشی انتقادی را برایم به ارمغان آورد؛ یعنی اینکه دنیا را خیلی صفر و یک و سیاه و سفید نبینم. من نسبت به همه آن چیزهایی که خواندم و همه آن چهار مبدأیی که بدانها اشاره کردم، اکنون یک بازاندیشی انتقادی دارم. یعنی می‌­گویم تا اینجا با فلان شخص همراهم و از اینجا به بعد نیستم؛ مثلاً من در گروه فلسفه دانشگاه تهران به عنوان فردی غیرهایدگری شناخته می‌­شوم، حال آنکه یک دوره­ آن را می‌­خواندم ولی اکنون برایم جدی نیست. یا مسئله مدرنیته اصلاً دیگر به آن شکل برایم جدی نیست. آن دوگانه سنت و مدرنیته و آن دوگانه امر بشری و امر الهی را به آن معنا قبول ندارم. من در مقاله­‌ی روزنامه‌­ای تحت عنوان «از عقل عرفی تا عقل قدسی» که هنوز هم مانیفست فکری من است، سعی کردم توضیح بدهم ما نباید بین امر مقدس و سکولار یک دوگانه قائل بشویم که یک طرف امر مقدس باشد و طرف دیگر امر سکولار و اینها آشتی‌ناپذیر باشد. همچنین یکی از چیزهایی که با ورود به دانشکده فنی در ذهن من به لحاظ محتوایی جدی‌تر شد، توجه به مسئله نابرابری طبقاتی بود. اشاره کردم که پیشتر نیز همواره مسأله فقر در ذهن من جدی بود ولی ورود به دانشکده فنی مرا به سطح دیگری از نابرابری طبقاتی آشنا کرد. زمانی که بنده وارد دانشکده فنی دانشگاه تهران شدم، اولین چیزی که توجهم را جلب کرد مسئله نابرابری آموزشی بود. من از کرج آمده بودم و تمام دوازده سال تحصیلم را در مدارس دولتی گذرانده بودم، آمدم دیدم ۶۰ درصد از همکلاسی­‌های من در دانشگاه از مدارس سمپاد هستند که بالأخره مدارس ویژه محسوب می­‌شوند و ۳۰% از مدارس غیرانتفاعی برجسته تهران هستند و ده درصد از مدارس دولتی. این مسئله نابرابری آموزشی از همان زمان خیلی در ذهن من برجسته شد و تا اکنون هم در ذهن من جدی است. اکنون یکی از حوزه‌­های کاری من که بیشتر هم بر روی آن دارم کار می‌­کنم، مسئله عدالت توزیعی است. اخیراً دارم در این زمینه مقاله‌­هایی می­‌نویسم، کتاب­‌هایی ترجمه می­‌کنم و تدریس هم داشته‌­ام. شاید اولین بار هم باشد که در ایران درسی با این عنوان ارائه شده است. البته اینکه می­‌گویم اولین بار در ایران، این خیلی افتخار نیست، بلکه نشان می‌­دهد که ما چقدر تنبل بوده­‌ایم و در این حوزه بعد از چهل پنجاه سال کار نکرده‌­ایم. چون در ۱۹۷۰.م کتاب رالز (نظریه عدالت) نوشته شد. البته در جهان نیز به طور کلی بعد از بحران مالی ۲۰۰۹ آمریکا توجه به مسئله نابرابری و مشخصاً نقد سرمایه‌داری رونق خاصی در میان اهل فلسفه و حتی اقتصاد یافته است. در آن زمان (اوایل دوران کارشناسی) شنیده بودم فیلسوفی به نام رالز از عدالت صحبت کرده است و از این­رو علاقه‌مند شدم که درباره آن مطالعه کنم. البته در آن زمان هنوز جرأت نداشتم به سراغ متن­‌های انگلیسی فلسفی بروم. ولی با علاقه‌­ای که به رالز پیدا کردم سراغ منابع فارسی پیرامون اندیشه رالز رفتم. در آن زمان تنها یک تک­‌نگاری در مورد رالز از آقای احمد واعظی منتشر شده بود، من آن را کامل خواندم. نمی‌­دانم اگر اکنون آن کتاب را دوباره بخوانم چه تصوری نسبت به آن خواهم داشت. هیچ حضور ذهن دقیقی نسبت به محتوای آن ندارم. شناخت آن روزهای من از رالز و مسائل ذیل نظریه عدالت نیز بسیاری بدوی و خام بود. یکی از ویژگی­‌های کار علمی این است که شما یک چیزی را می‌­خوانی و فکر می‌­کنی فهمیدی، ولی وقتی چند بار دیگر که می‌­خوانی هر بار یک چیز جدید به دست می­‌آوری. ولی توجه به عدالت به عنوان مسأله‌ای نظری و آن فضای نابرابری که در دانشکده فنی مشاهده کردم، از جهت سیاسی- اجتماعی، در ذهن من اثرگذار بود و همچنان هم یکی از درونمایه‌­ها و دغدغه‌­های ثابت فکری من، همین مسأله عدالت است.

با همین ذهنیتی که فرمودید، به نظر شما فلسفه در جامعه کنونی ما به چه کار می‌­آید؟
- این پرسش را می‌توان به این صورت بیان کرد که آیا فلسفه با حیات انسانی در پیوند است یا یک اشتغال صرف تجملی و انتزاعی است و در صورتی‌که شق اول دوگانه فوق را برگزینیم این پیوند به چه نحوی است؟ برای پاسخ به این مسأله ابتدا طبق همان تقسیم‌بندی مشهور مباحث فلسفی را به دو ساحت نظری و عملی تقسیم می‌کنم. چرا که بنابر دریافتی که دارم پاسخ این پرسش در این دو ساحت متفاوت است؛ اجمالاً آنکه در ساحت عملی می‌توانیم از استلزامات مستقیم مباحث فلسفه عملی بر زندگی سخن بگوییم؛ ولی در ساحت فلسفه نظری آنچه برایم مسلم است، نوعی همبستگی میان حکمت نظری و جهان اجتماعی است. پس درخصوص فلسفه عملی، بحث­های فلسفه سیاسی و فلسفه اخلاق و از این قبیل می‌توان گفت تأثیر آنها مشخص است؛ یعنی روشن است که آنها در زندگی سیاسی اجتماعی ما به چه کار می­‌آیند و تقویت آنها می‌­تواند تصور ما را نسبت به یک سری مسائل دقیق کند؛ مثلاً ما هنوز نسبت به مسئله عدالت، نسبت به مسئله سرمایه و ... حتی تصویر روشنی از محل نزاع نداریم. در واقع آن بخش­‌هایی از فلسفه که ناظر به فلسفه عملی است، کمک می­‌کند به تدقیق محل نزاع. و حتی فراتر از آن می‌تواند استلزاماتی قوی برای عرصه عمل داشته باشد. برای مثال در سطح جهانی هم اکنون مسئله نابرابری هم از جهت فلسفی و هم از جهت اقتصادی خیلی مورد توجه است. از نظر فلسفی از سال ۱۹۷۰ به بعد، بعد از کتاب رالز مورد توجه قرار گرفته و از جهت اقتصادی از ۲۰۱۱ به بعد اقتصاددان‌­ها به مسئله نابرابری نه به عنوان یک معضل اخلاقی بلکه به عنوان یک معضل اقتصادی در مقابل رشد اقتصادی می‌­نگرند. باید تأکید کنم که این تأثیر دوسویه است؛ یعنی از سویی بحران‌های زندگی منجر به شکل‌گیری پرسش‌هایی در ساحت فلسفه عملی می‌شود و از سوی دیگر کاوش‌های فلسفه عملی می‌تواند راهگشای مسائل انضمامی باشد.
اما آن بخش­‌هایی که مربوط به فلسفه نظری است پرسش سخت‌تر و در نتیجه ارائه پاسخی اقناع‌آور به آن نیز گرفتار صعوبت‌های مخصوص به خود است؛ می‌توانم به مشهورات اکتفا کنم و بگویم فلسفه نظری بنیاد فلسفه عملی است؛ ولی این قول مشهور در تبیین نحوه این ابتناء با چالش‌هایی جدی مواجه می‌شود که خودم نیز پاسخی قطعی به آنها ندارم. پس از این نحوه پاسخ صرف نظر می‌کنم. چیزی که به نظرم می‌­آید این است که اگر یک جامعه‌­ای بخواهد هویت خاص خود را پیدا کند، توسعه اجتماعی و توسعه سیاسی پیدا کند، این مسئله غالباً با توسعه فرهنگی و ارتقاء تفکر که ما از آن به ارتقاء علوم انسانی تعبیر می­‌کنیم و به طور خاص با ارتقاء تفکر فلسفی نسبت مستقیمی دارد؛ یعنی یک همبستگی مثبتی دارد و ما اگر دیدیم بازار مباحث فلسفی در جامعه‌­ای گرم شد، یعنی این جامعه احتمالاً در مسیر توسعه اجتماعی قرار دارد و در یک مسیر بالنده­‌ای گام برمی‌­دارد. اگر دیدیم در این زمینه افولی پدید آمد احتمالاً آن جامعه از آن طرف هم دارد افول می­‌کند.
البته از این حیث میان فلسفه نظری و عملی تفاوتی نیست؛ یعنی میان توسعه اجتماعی و پویایی مباحث فلسفی اعم از نظری و عملی همبستگی وجود دارد. در اینجا اشاره به اتفاقی که اخیرا برایم رخ داد می‌تواند به توضیح بهتر مسأله کمک کند. طی پرسش و پاسخی با یکی از شاگردان رالز به نام توماس پوگه داشتم، ایشان حرف جالبی به من زد و گفت: «این مسئله تأسف­‌برانگیزی است که در دنیای فلسفه بعد از رالز در آمریکا هیچ متفکر بزرگی نیامده و تمام افرادی که آمده­‌اند اگر هم اهمیتی داشتند از جهت پرداختن به جزئیات و نوشتن شروح بوده است. جامعه امروز ما متأسفانه به طور کلی فلسفه را به یک اشتغال آکادمیک تبدیل کرده است». این در واقع یک معضل جهانی است که وقتی جامعه نزاع‌­های اساسی‌­اش را کنار می‌­گذارد و درگیر روزمره­‌گی‌­هایش می­‌شود، آن وقت فلسفه هم تبدیل به یک اشتغال لاکچری آکادمیک می‌­شود. وقتی منازعات یک مقدار جدی می‌­شود به بحران­های خودش توجه می‌­کند و از آکادمیک بودن درمی­‌آید و به یک مسئله زنده اجتماعی تبدیل می‌­شود. اکنون در ایران نیز شاهدیم که تا حدی آن منازعات جدی­ای که اول دهه ۶۰ یا ۷۰ مطرح بود دارد به محاق می­‌رود. البته پیش­‌بینی‌­ام این است که خودِ نابرابری طبقاتی و مسائلی از این دست هم در جهان و هم در ایران دارد خودش مجدداً به یک مسئله اجتماعی و بحران تبدیل می‌­­شود و از این جهت به نظرم علوم اجتماعی و فلسفه سیاسی مجدداً با زندگی روزمره ما پیوند برقرار می‌­کند. اما برای آنکه ادعای خود را ناظر به هر دو ساحت فلسفه عملی و نظری بدانم تأکید دارم که از تعبیر همبستگی استفاده کرده و بگویم اینها هم­روند با همدیگر جلو می‌­روند و تأثیر و تأثر بر روی هم دارند. به نظرم نقش علوم انسانی در زندگی اجتماعی وقتی برجسته می­‌شود که یک نوع بحران پدید بیاید و یک نوع خودآگاهی به بحران شکل بگیرد. آن وقت است که فیلسوف­‌ها، جامعه­‌شناس­‌ها و اندیشمندان علوم سیاسی سعی می‌­کنند به آن پاسخی بدهند. تا زمانی که جامعه در همین مسیر هموار خود حرکت ­کند، این­گونه مسائل هم به یکی از اشتغالات بی‌­مصرف آکادمیک تبدیل می‌­شود.
البته در پاسخ به این پرسش تا اینجا فرض را بر این قرار دادیم که در صورت وجود پیوند میان حکمت و زندگی، این پیوند باید از سنخ نوعی استلزامات عملی باشد؛ ولی جا دارد به یک پاسخ قدمایی که نزد ارسطو نیز دیده می‌شود اشاره کنم؛ حکمت برای انسان زمینه‌ساز حیات عقلانی و والاترین مرتبه سعادت است؛ ولی به نظر نمی‌رسد در دوران معاصر وقتی از نسبت فلسفه و زندگی می‌پرسیم این پاسخ مد نظر باشد.


در سوابق علمی­ شما و مباحثی که اکنون به آن اشاره کردید یکی از حوزه‌­هایی که به طور جدی به آن می‌­اندیشید و در آن حوزه فعالیت و تدریس می­‌کنید، مسئله «عدالت» است و در کارنامه کاری شما موارد دیگری هم از جمله پایان­‌نامه‌­تان است که در آن به هگل و ارسطو پرداخته‌­اید. به­ طور کلی حوزه علاقه شما در فلسفه چه حوزه‌­ای است و نحله فکری شما به کدام جریان فکری نزدیک است؟
- اینکه من تا چه حدی بر روی حوزه‌­های مختلف کار کرده‌­ام، مقدار زیادیش به امور عارضی و تصادفات جهان بیرون برمی‌­گردد؛ مثلاً فرض کنید اگر در ۱۹۷۰ دانشجو هاروارد بودم، قاعدتاً اشتغال اصلی من فلسفه سیاسی بود. علت اینکه در ایران فلسفه سیاسی کار نکرده‌­ام این است که قبل از من در گروه فلسفه دانشگاه تهران هیچ کس فلسفه سیاسی را جدی نمی­‌گرفته است و متافیزیک قله رفیعی داشت و فلسفه سیاسی امری در حضیض بود. پایان­‌نامه کارشناسی ارشدم را بر این اساس انتخاب کردم که در آن زمان به متافیزیک تحلیلی علاقه داشتم و البته اکنون هم دارم. در میان مباحث متافیزیک تحلیلی دیدم با توجه به اینکه قبلاً منطق ریاضی هم کار کرده­‌ام و پایان‌­نامه کارشناسی ارشد کامپیوترم هم مرتبط با منطق ریاضی بوده، شاید بهترین بحثی که بتوانم درباره‌­اش کار کنم ضرورت و امکان باشد. یعنی انتخاب پایان‌­نامه ارشدم که مسئله جهان‌­های ممکن و متافیزیک موجهات بود کاملاً بر اساس علایق و توانمندی‌های آن روزم بود. منتها دانشکده ادبیات دانشگاه تهران اصلاً بستر مناسبی برای پیگیری فلسفه تحلیلی نیست. بگذریم از اینکه اکنون دپارتمان یا پژوهشکده فلسفه تحلیلی پژوهشگاه دانش‌های بنیادی خودش یک جریان ایجاد کرده اما در آن زمان اکثر این افراد هنوز خودشان دانشجو بودند و هنوز فارغ‌التحصیلی نداشتند. مسئله مدرنیته و فلسفه سیاسی هم در ذهن من بود و بعد از دفاع از پایان‌­نامه ارشد تصمیم گرفتم آنها را دنبال کنم. علت اینکه به سراغ هگل رفتم همین بود. من تحت عنوان پیشگفتار در رساله­ دکتری یک متن دو صفحه­‌ای نوشتم که آنجا در واقع سیر فکری خودم را بازگو کرده‌­ام. در آنجا گفته‌­ام که اصلاً چه شد که به سراغ هگل رفتم و چه شد که این رساله به این شکل درآمد. در آنجا گفته­‌ام که دیدم هگل فیلسوفی است که تحت عنوان «فیلسوف مدرنیته» شناخته می­شود و مشهوراتی در مورد او وجود دارد. به طور خاص تصور می‌کردم می‌توانم در تفسیر هگل از مسیحیت به دریافتی از نسبت میان دین و مدرنیته برسم. پس اولین چیزی که در هگل توجه من را به خودش جلب کرد این بود که تصور می‌­کردم هگل فیلسوفی است که یک تصویری از خدای مسیحی ارائه کرده است. منتها این رهیافت بیشتر یک پژوهش در حوزه الهیات و فلسفه دین بود. شاید اگر از همان اول به سراغ درسگفتارهای فلسفه دین هگل می­‌رفتم، از همان جا یک موضوع رساله درمی‌­آمد، ولی من در منطق و پدیدارشناسی دنبال اینها می‌­گشتم و آنجا ورود به مسئله متفاوت است. هرچند ممکن است یک تضمنات الهیاتی هم داشته باشد؛ متوجه شدم که اساساً مسئله را نباید به سمت نسبت میان عقل و دین سوق بدهم، بلکه اینها را باید بر خود امر مطلق نزد هگل به عنوان مسأله‌ای از اساس متافیزیکی مستقل از تضمنات الهیاتی آن متمرکز شوم؛ اینکه اصلاً هگل چه تصوری از امر مطلق دارد؟ که در این پرسش البته نسبت آن با خدای ادیان یک نسبت ثانوی است. این شد که کلاً علاقه من رفت به سمت فلسفه نظری هگل و تفسیری که وی از امر مطلق ارائه می­کند البته با خوانشی متافیزیکی. منتها در تفسیری که از فلسفه نظری هگل کردم و نسبتش با امر مطلق یک چیزی که توجهم را جلب کرد این بود که هگل معمولاً وقتی می­‌خواهد تصورش را از امر مطلق توضیح بدهد مدام به ارسطو ارجاع می‌­دهد. این شد که خیلی جدی مجبور شدم به خاطر هگل به سراغ ارسطو بروم. در واقع آنجایی ذهنم شکل گرفت و هویت پژوهشی‌­ام با رساله دکتری‌­ام ساخته می­شود، که با یک دغدغه الهیاتی وارد فلسفه هگل شدم و دیدم نه، این مسئله را نباید به عنوان یک دغدغه الهیاتی دنبال کنم، بلکه باید سراغ مسائل متافیزیکی بروم. در فلسفه نظری هگل نیز دیدم که باید پیوندش را با ارسطو بیابم. این شد که هگل و به دنبال آن ارسطو تبدیل به دو مسئله اصلی ذهنی من شد. مقالاتی نیز که تا به امروز منتشر کردم یا در حوزه متافیزیک تحلیلی است، یا در حوزه هگل و کانت و ارسطو و یا در حوزه فلسفه اسلامی که این سومی را همواره مستقلاً مطالعه کرده­‌ام. پس اگر بخواهم در خصوص حوزه کاری‌­ام سخن بگویم باید اشاره کنم که یکی همان مسئله متافیزیک و فلسفه نظری است که آن را از یکسو در هگل و ارسطو و از سوی دیگر در فلسفه اسلامی دنبال می‌کنم. یک حوزه مستقل هم علاقه شخصی خودم هست و آن را دنبال می‌­کنم، حوزه فلسفه سیاسی با محوریت مباحثی است که حول کتاب نظریه عدالت رالز شکل گرفته است.

صحبت از پایان­‌نامه و رساله شما شد. اشاره کردید که چطور شد که این موضوع را انتخاب کردید، خودتان امروز نه به عنوان دانشجویی که به دنبال تحقیق و پژوهش و دفاع از رساله‌­اش است بلکه به عنوان یک مخاطب این رساله­، آن را چگونه ارزیابی می‌­کنید؟
- از آن روزی که رساله را نوشتم تا به امروز همه پیشنهاد می­‌کنند که آن را چاپ و منتشر کن، منتها من هنوز دارم بر روی آن مطالعه و کار می‌­کنم. واقعیتش من برای این رساله خیلی زحمت کشیدم. به خاطر این رساله رفتم زبان آلمانی یاد گرفتم، چنانکه اگر ارجاعات آن را ملاحظه کنید، ارجاعاتی نسبتاً مفصل به منابع ثانوی آلمانی دارد. یعنی جدا از تمام آن فقراتی که از هگل نقل کرده­‌ام و خودم آنها را با آلمانی تطبیق داده و از آلمانی ترجمه کرده­‌ام، از منابع ثانوی آلمانی هم که ترجمه نشده استفاده کرده‌­ام. منتها وقتی این رساله تمام شد، حقیقتش این است که در آخر رساله به این نتیجه رسیدم که بخش زیادی از این مدت صرف درک دقیق جغرافیای تفسیری هگل و محل نزاع مفسران شد. پس از این آشنایی با مفسران و جریان­های تفسیری، با برخی از آنها مکاتبه کردم و ... اما امروز که به رساله نگاه می­‌کنم می‌­بینم که این یک کوششی بود که واقعاً وقت زیادی برای آن صرف کردم ولی برای اینکه به یک اثر منسجم و متقن تبدیل شود همچنان باید بر روی آن کار کنم. من در این چند سال در دانشگاه تهران درسی را تحت عنوان «متافیزیک عمومی در غرب» ارائه کردم و هر بار به نوعی سعی کردم سیر این درس را به سمتی ببرم که با مسئله رساله‌­ام و سؤالات آن گره خورده باشد. می‌­خواهم بگویم من همچنان دارم به مسئله رساله فکر می‌­کنم و برایم همواره مسئله زنده‌­ای است. با دوستان خود در مورد آن بحث می­‌کنم و در واقع می‌­خواهم به شما بگویم که رساله من تمام شده نیست و همواره در این چند سال مشغول بازنویسی آن بوده­ و هستم و می‌­توانم بگویم جدی­‌ترین پروژه‌­ای که در دست دارم، همین بازنویسی رساله‌­ام است. این رساله کوششی جدی است که به زعم خودم همچنان برای انتشار نیازمند اصلاح و تکمیل است؛ البته پایه اولیه خوبی است برای اینکه تکمیل گردد. برای همین هم نه آن را زمین گذاشتم و نه منتشرش کردم. در حال حاضر ایده بازنویسی فصل­‌های رساله را دارم؛ چراکه به نظرم پاره‌ای استدلال‌های آن نیازمند به تدقیق و تکمیل است. البته این مسأله نیز تا حدی به وضعیت آکادمی علوم انسانی در ایران بازمی‌گردد؛ ما باید تصورمان را نسبت به آموزش علوم انسانی عوض کنیم. ما اگر به دنبال تحولی در علوم انسانی هستیم باید شیوه آموزش علوم انسانی را در سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری تغییر دهیم. رساله­‌های دکتری و پایان‌­نامه‌­های ارشد ما در یک بساطتی به نگارش درمی‌­آید. چون دانشجو از درس­‌های دوره ارشد الهام نمی­‌گیرد. من اگر ادعا دارم که در مورد رالز دارم تحقیق می‌­کنم، باید توانمندی این را داشته باشم که اگر دانشجویی آمد و در این خصوص خواست کار کند، بتوانم یک سری منابع مرتبط و موضوعات مرتبط با این حوزه را به او معرفی کنم. اینها را باید در دروس­ تحصیلات تکمیلی با موضوع ­محور کردن دروس به دانشجویان منتقل کرد. وقتی این اتفاق نمی­‌افتد، ما در رساله دکتری اگر خیلی خوش‌­اقبال باشیم با ادبیات جهانی یک بحث آشنا می‌شویم و البته کمتر پیش می‌آید که خودمان مساهمتی جدی به آن داشته باشیم. در واقع علوم انسانی ما از این جهت نیاز به یک تحول جدی دارد. تصور فعلی از تحول علوم انسانی در حد بازنگری عناوین دروس است. در حالی‌که من معتقدم این تحول کافی نیست و باید اصلاً تصورمان را نسبت به مسئله عوض کنیم. ما اگر بخواهیم یک پیشرفتی در این حوزه داشته باشیم، باید یک مقدار تعارفات را با خودمان کنار بگذاریم. اینها را از این جهت گفتم که وقتی به رساله­‌ام نگاه می­‌کنم یک حس دوگانه توأمان دارم؛ از یک طرف برایش خیلی زحمت کشیده‌­ام و از طرف دیگر می‌­بینم اگر این پیش‌­شرط‌­ها مهیا بود، آن چیزی که آخر کار به آن می­‌رسیدم از این چیزی که اکنون محقق است محصل­‌تر بود و من همچنان از این شکل نهایی رضایتی که بخواهم آن را منتشر کنم ندارم و به همین جهت دارم بر روی آن کار می­‌کنم.

هر کدام از ما از افکار و آراء و خط مشی و سبک زندگی صاحبنظران و اندیشمندان و دیدگاه‌­هایشان تأثیر پذیرفته‌­ایم و به ما جهت دادند. شما اکنون با کدام یک از این اندیشمندان و صاحبنظران در ارتباط هستید و کدامیک از این اندیشمندان یا دیدگاه­‌هایشان در سیر فکری شما تأثیرگذار بوده است؟
- من یک خصلت فردی دارم و آن اینکه نسبت به تفکرات حالت سردی دارم؛ یعنی خیلی کم پیش می­‌آید که نسبت به افراد و افکارشان هیجان ­زده بشوم. به همین خاطر اگر از من بپرسید چه کسی بر روی شما خیلی اثرگذار بوده است؟ می­گویم هیچ کس. اگر بپرسید کتاب­های چه کسانی را می­‌خوانید و از آنها استفاده می‌­کنید؟ می‌­توانم نام ببرم: در بحث عدالت اجتماعی، رالز و ادبیات موضوعی که شکل داده در ذهن من همواره اثرگذار بوده است و همچنان آن را مطالعه می­‌کنم. در حوزه متافیزیک، ارسطو خیلی در ذهنم اثرگذار بوده است. من از متافیزیک تحلیلی معاصر شروع کردم، به سراغ هگل رفتم و به ارسطو برگشتم؛ گرچه از نظر انتخاب شخصی، فلسفه سیاسی را به عنوان تمرکز ترجیح می‌دهم، ولی اگر اکنون بخواهم به‌­جای فلسفه سیاسی یک مسئله را در حوزه فلسفه نظری انتخاب کنم ارسطو را برمی‌­گزینم.
در عین حال منازعات معاصر فلسفی در ایران نیز تا حدی برایم جدی است. به طور خاص اندیشمندان معاصری چون استاد مطهری، جوادی آملی و مصباح یزدی برایم جدی هستند. در کنار اینها کتاب­‌های آقای فیاضی را که دارای نگاه انتقادی به فلسفه اسلامی است و آثار آقای یزدان‌پناه را به جهت نگاه نظام‌مندی که به مسائل فلسفی دارند زیاد می‌­خوانم و آثار ایشان برایم قابل توجه است.
برخی از منازعات غیرفلسفی که دارای تضمنات اجتماعی است ذهنم را مشغول می‌کند. اخیراً که دارم بر روی مسئله عدالت اجتماعی مطالعه می‌­کنم، توجهم به یکی از این مسائل جلب شده است؛ در فلسفه سیاسی منازعه‌ای مشهور تحت عنوان منازعه نوزیک با رالز شکل می‌گیرد؛ منازعه‌ای کلاسیک که البته همچنان به صور مختلفی توسط فیلسوفان مختلف در حال تکرار است؛ ولی اصلش این است که رالز معتقد است دولت به عنوان یک رکن مشخص باید موضوع قرارداد اجتماعی باشد و برای تحقق عدالت مداخله کند. نوزیک می­گوید اساساً چیزی به نام قرارداد اجتماعی صریح نداریم. خود افراد با هم قرارداد می­بندند و چیزی به نام دولت شکل می­‌گیرد. رالز در درس­گفتار هفتم کتاب لیبرالیسم سیاسی می­‌گوید که این چیزی که نوزیک می­‌گوید دولت خصوصی است. دولت خصوصی یعنی همان روابط فردیی که منجر به تشکیل دولت شود. مشابه همین منازعه در فضای پس از انقلاب ایران نیز شکل گرفته است. امام خمینی (ره) نیز در دهه ۶۰ با شورای نگهبان نزاعی دارد بر سرِ زمین شهری و قانون کار که در نهایت نشان می‌­دهد فقهای سنتی دارند همه چیز را در قالب قراردادهای بین فردی می­‌بینند و امام (ره) می‌­گوید نه، دولت مقدم بر همه اینهاست که در نهایت منجر به طرح مفهوم ولایت مطلقه می‌شود و منظور این است که حکومت و شئون حکومتی بر روابط بین فردی تقدم دارد. به همین خاطر امام خمینی (ره) و نوآوری­‌هایی که در فقه دارند نیز در ذهن من خیلی اثرگذار بوده است. قبلاً اشاره کردم که به مباحث دکتر سروش در مورد فقه خیلی توجه داشتم و در من اثرگذار بوده است؛ تا پیش از آن از سنت خودمان تنها فلسفه اسلامی را جدی می‌گرفتم ولی تحت تأثیر آن مباحث فقه و مباحث فقهی برای من برجسته شد. گرچه ایشان بیشتر نگرش انتقادی به فقه دارد و در پی محدود کردن آن است؛ ولی نگرش من در خصوص فقه کمابیش نگرش ایجابی که بالأخره بیاییم عنصری به نام حکومت را در نظر بگیریم و از مقاصد آن احکام اجتماعی را مشخص کنیم. به همین خاطر هم برخلاف گذشته اکنون با جدیت بیشتری در زمینه فقه و اصول فقه مطالعه می‌کنم و تصور می‌کنم یکی از مهم‌ترین چالش‌ها در بحث عدالت اجتماعی، توجیه فقهی مداخله دولت در مسیر تحدید ثروت به منظور کاهش نابرابری است.
البته باید در انتها تأکید کنم اینکه می‌­گویم از رالز یا ارسطو یا شخص دیگری متأثرم نه اینکه رالزی یا ارسطویی باشم، بلکه آن مسئله‌­هایی که آنها مطرح کرد‌ه‌اند و منازعاتی که ذیل مسائلش مطرح شده و رد و اثبات‌­هایی که همچنان مطرح می‌­شود و کتاب‌­هایی که در این حوزه نوشته شده و می‌­شود را دنبال می­‌کنم. اثرپذیری به این معنا که بگویم مثلاً رالزی هستم یا صدرایی هستم یا ... من اینطور نیستم. افرادی هم که در ابتدای مصاحبه به ایشان اشاره کردم نیز در ذهن من تأثیراتی داشته‌­اند و تأثیرات آنها از جهت مبدأ شکل‌­گیری یک سری مسائل بوده است.


شما علاوه بر تدریس و تحقیق در باب تکمیل رساله دکتری خود، چه کارهای دیگری در دست انجام دارید؟ یا چه مقاصد کوتاه‌­مدت و بلندمدتی دارید؟ و در طی سال­های آینده قصد انجام چه کارهایی دارید؟
- تا کار تکمیل رساله­‌ام به پایان نرسد من آدمی نیستم که بتوانم پروژه بزرگ دیگری را در سطح تألیف شروع کنم. تلاش می­‌کنم اما به نتیجه نمی‌­­رسم. البته در حال انجام تعدادی ترجمه در راستای همین بحث عدالت اجتماعی و مباحث ناظر به فلسفه سیاسی و مشخصاً بازار آزاد هستم. یکی از آنها تمام شده که امیدوارم زودتر به ویرایش و چاپ برسد. چندین مقاله هم در همین حوزه عدالت اجتماعی در دست انجام دارم که در یکی از آنها می‌­خواهم نسبت رالز و نوزیک و محل نزاع آنها را توضیح بدهم. مقاله‌­ای دارم در مورد بازخوانی انتقادی انتقاد جامعه‌­گراها به رالز می‌­نویسم. همچنین در حال نوشتن مقاله‌­ای هستم که در آن توضیح بدهم که آیا انتقادهایی که هگل به قرارداد اجتماعی می­‌کند را رالز می‌­تواند پاسخ بدهد یا نه. به نگارش کتابی هم دارم فکر می‌­کنم که شاید اسمش را بتوان «مبانی انسان‌­شناختی مفهوم عدالت اجتماعی» گذاشت و در آن می‌­خواهم در این مورد بحث کنم که سخن گفتن از عدالت اجتماعی با چه دریافتی از سرشت بشر در پیوند است؛ یعنی اگر ما بخواهیم از جامعه عادل صحبت کنیم باید چه دریافتی از حیات اجتماعی انسان داشته باشیم. یکسری کار هم از قدیم در حوزه فلسفه اسلامی انجام داده‌­ام که همچنان دارم آنها را ادامه می‌­دهم. من اعتقاد دارم که اگر ما بخواهیم علوم انسانی را بین ­المللی کنیم، یکی از بهترین نقاط شروعی که داریم فلسفه اسلامی است. من چند وقت پیش داشتم مجله‌­ای را به نام British Journal of History of philosophy نگاه می‌­کردم دیدم که در سه یا چهار شماره آخرش سه­ مقاله درباره فلسفه اسلامی چاپ شده بود و یا مجله ارگو را دیدم که مدعی است مقالاتی را چاپ می­‌کند که دارای ایده نویی باشند، آن هم در مورد ابن‌­سینا مقاله چاپ کرده بود. حتی سردبیر مجله Mind نیز به یکی از دوستانم گفته بود ما از چاپ مقاله در حوزه فلسفه اسلامی استقبال می‌­کنیم ولی تاکنون مقاله قابل قبولی برایمان نیامده است. یکی از کارهایی که در دانشگاه دنبال می‌­کنم، این است که تلاش می‌­کنم بچه­‌های علاقه­‌مند را که وارد مقطع تحصیلات تکمیلی می‌­شوند به این سمت سوق بدهم که مقالات یا پایان‌­نامه­‌های باکیفیتی در حوزه فلسفه اسلامی بنویسند به گونه‌ای که نتایج آن در عرصه بین ­المللی قابل انتشار باشد. بنابراین اگر بخواهم کارهایم را احصاء کنم، در دو حوزه است: یکی در حوزه متافیزیک که شامل تکمیل رساله دکتری‌­ام در حوزه فلسفه نظری هگل و نیز مسائلی در فلسفه اسلامی و دیگری در همان حوزه عدالت و فلسفه سیاسی است.

سیر تفکر شما در زندگی علمی و پژوهشی‌­تان نشان­ دهنده یک پویایی است از حوزه فنی به حوزه فلسفه. اگر بخواهید این پویایی را در دانشجوهای امروز زنده کنید، به دور از مدرک ­گرایی، آن را در گرو چه می­‌بینید؟
- این مسأله ابعاد گوناگونی دارد که اشاره دقیق به آنها نیازمند تأمل دقیق و آمادگی ذهنی است. ولی از یک جهت گمان می­‌کنم به مقدار زیادی در جامعه ما مدرک دارد بی­ ارزش می‌شود یا حداقل حس من این است. فکر می­کنم مدرک ­گرایی به آن معنای قدیمش دیگر وجود ندارد. چون شما وقتی بیست سال پیش در ایران دکترا می‌­گرفتید حتماً یک موقعیت کاری خوبی داشتید یا هیئت علمی می­‌شدید یا ... اما اکنون چنین نیست و کلی دکتر بیکار داریم. به همین خاطر خصوصاً در مقطع تحصیلات تکمیلی کمتر مشاهده می‌کنم کسی صرفاً به انگیزه کسب مدرک وارد شده باشد. اما همچنان ممکن است از وضعیت دانشجویان رضایت نداشته باشیم. این عدم رضایت در نسبت با امری است که از آن به جهت دوم بحث تعبیر می‌کنم.
از این جهت دوم اگر بخواهیم جدیت در پژوهش و کار علمی را در دانشجویان زنده کنیم، به نظرم این جدیت یک مقدار به جدیت ما در کار تدریس برمی‌گردد؛ یعنی اگر در کلاس­‌هایم که نقطه تماس من با دانشجوهایم است بتوانم یک مسئله جدی را به بچه‌­ها درس بدهم، طبیعتاً آنها نیز در آن موضوع جدیت پیدا می­‌کنند. این را خودم هم تجربه کرده‌­ام. من از زمانی که وارد گروه فلسفه شدم به خاطر اینکه در حوزه فلسفه اسلامی هم مطالعه داشتم به من پیشنهاد شد فلسفه اسلامی هم تدریس کنم. از آن روزی که این درس را به من دادند من با یک سختگیری شروع به ارائه این درس کردم و به دانشجویان کتاب نهایه ­الحکمه و نه یک متن فارسی معرفی کردم. آن هم به این شکل که نه از روی متن بخوانیم بلکه یک جاهایی استدلال­‌های آن را بازسازی کنیم و انتقادهایی مطرح کنیم و پاسخ دهیم. به این منظور آنها باید کتاب‌های مکمل می­‌خواندند. خیلی برام جالب است، اکنون که تقریباً سه سال از اولین تدریس فلسفه اسلامی من می­‌گذرد، می­‌بینم عده‌­ای از بچه‌­ها هنوز می‌­آیند با من صحبت می­‌کنند و می‌­گویند ما با این درس متوجه شدیم این قلمرو فلسفی می‌­تواند خود یک حوزه پژوهش جدی باشد. حتی عده‌­ای هم می­‌گویند ما می­‌خواهیم بعداً بر روی این حوزه کار کنیم. پس اگر ما در تدریس جدیت داشته باشیم این جدیت خود به خود به دانشجوها نیز منتقل می‌­شود و آنها را وارد فعالیت در یک حوزه پژوهشی می­‌کند؛ به خصوص در دوره کارشناسی که دوره هویت ­سازی است. در مقطع کارشناسی ارشد نیز اگر درس­ها به همین شکل ارائه بشود، دانشجویان به خوبی یاد می‌­گیرند که چطور در پایان‌­نامه‌­ها و رسالاتشان موضوع را پیگیری کنند. من معتقدم موفقیت دانشجویان ما در مقاطع مختلف تحصیلی بیش از آنچه که به جدیت فردی آنها و بنیه تحصیلی­شان برگردد، به این­گونه امور برمی‌­گردد. من خیلی به هوش قائل نیستم. عده‌­ای افراد استثنایی هستند، حالا یا از این طرف یا از آن طرف. ولی عموم مردم در این وسط قرار دارند و به نظرم موفقیتشان در علم و تحصیل و هر کاری به محیط برمی‌­گردد. اینکه دانشجویان مدرک­ گرا می‌­شوند یا نه، پایان‌­نامه‌­­هایشان را جدی می‌گیرند یا از آنها سرسری می­‌گذرند، تا حدی به انضباط محیطی آنها برمی‌­گردد. تحول در علوم انسانی به تحول انضباط آموزش و پژوهش وابسته است. اگر متحول بشود، شخصیت علمی دانشجو نیز در سنین ۱۸ تا ۲۴ سالگی که تأثیرپذیریش از محیط زیاد است، شکل خواهد گرفت.
از جهت سوم باید توجه کنیم به طور کلی مقداری جو جامعه دارد عوض می­‌شود و جو جهان نیز در حال تغییر است، این هم خیلی دست ما نیست. من به یادم دارم وقتی که به دانشگاه آمده بودیم خیلی به این فکر نمی‌­کردیم که سر کار برویم، اما اکنون دانشجویانی را می‌­بینم که در سال اول دانشگاه کنار تحصیلشان یک کاسبی هم دارند و این مسئله فنی و غیرفنی ندارد. از یک جهاتی خوب است که افراد سر کار بروند و درآمد داشته باشند ولی به دنبال این روند جهانی که همه دنبال این هستند پول دربیاورند، همه اینها در آینده می­‌تواند بحران‌­زا باشد. اینکه کی این بحران خودش را نشان بدهد نمی‌­دانم. ولی این چیزی نیست که دست من یا گروه خاصی یا سیاستگذاران آموزش عالی باشد. این در واقع یک مسئله جهانی است. اکنون به طور مثال این تبی که برای استارت‌­آپ‌­ها در ایران هست و ۹۵% آنها هم ورشکست می‌­شوند، بیشتر تبی رسیدن به ثروت در کوتاه‌مدت است؛ یعنی اگر ما کار مهندسی هم بکنیم، باید کاری کنیم که ما را در مدت کوتاه ثروتمند کند. این یک مسئله جهانی و یک معضل است. اکنون در کشور ما ۶۴۰ هزار نفر می­‌خواهند کنکور تجربی بدهند، ۱۸۰ هزار نفر کنکور ریاضی و ۱۴۰ هزار نفر کنکور انسانی. در حالی که در سال ۱۳۸۲ که من کنکور دادم این نسبت تقریباً در هر سه رشته ۵۰۰ هزار بود. فکر می­‌کنید این ولعی که امروزه برای رشته پزشکی و دندانپزشکی و داروسازی شکل گرفته، برای چیست؟ برای آن است که دیگر افراد حتی نمی‌­گویند که درس بخوانیم تا یک تخصصی بدست آوریم، بلکه به دنبال این هستند که در رشته­‌ای که پولسازی آن حداکثر در کمترین زمان است تحصیل نمایند.
همسو با این معضل (تب جهانی توجه به دانش به عنوان صرف ابزار مولد ثروت) مسأله حادتری نیز وجود دارد که شاید بتوان آن را جهت چهارم دانست؛ در جهان کنونی سرعت رشد درآمد حاصل از ثروت از سرعت درآمد حاصل از کار پیشی گرفته است. توماس پیکِتی در کتابش با عنوان «سرمایه در قرن بیست و یکم» با شواهد دقیق و یک مطالعه بلندمدت این ادعا را ثابت می‌کند. یعنی سود سرمایه خیلی بیشتر از سود کار است و مثلاً اگر شما یک پولی در یک جا بگذارید و یا ارثیه‌­ای به شما برسد، یک نفر هم صفر کیلومتر برود در بازار کار، شما همیشه از او جلوتر هستید. سپس می­‌گوید این بنیادهای یک جامعه فضیلت­ محور دموکرات را به خطر می‌­اندازد. پیکتی البته در مقام بیان راه حل از وضع مالیات جهانی بر ثروت سخن می‌گوید. این تب کسب ثروت و اینکه اصلاً شما از راه تخصص نمی‌­توانید کسب ثروت کنید و باید به دنبال سرمایه بروید و اگر سرمایه نداشتید به دنبال بازار سرمایه بروید و ... همه تبعات اخلاقی‌­ای دارد که هم در جهان و هم در کشور ما به تدریج خودش را نشان می‌­دهد.
من فکر می­‌کنم اگر ما با همین وضعیت جلو برویم، در ۵ سال آینده بی‌­میلی در تحصیلات در دانشجویان‌مان بیشتر می‌­شود و این خیلی مسئله جدی‌­ای است که باید از حالا به فکر آن بود و چاره‌­ای اندیشید. ممکن است بگویید چه کار می‌­شود برایش کرد؟ اولین کار این است که این بحران را به رسمیت بشناسیم. چراکه ما اساساً این مسئله را به عنوان بحران به رسمیت نمی­‌شناسیم و می‌­گوییم خیلی هم خوب است که تعداد زیادی می‌­خواهند پزشکی بخوانند! در واقع آنها می­‌خواهند پزشک بشوند تا از درد مردم کاسبی کنند. این می‌­تواند بدترین فاجعه اخلاقی در جامعه باشد. متأسفانه این روند اجتماعی که در ایران و جهان کم و بیش وجود دارد این است که میل به کسب ثروت از روش­های کوتاه ­مدت در حال رواج یافتن است و این نیاز به یک عزم جهانی دارد. باید نخبگان اجتماعی وارد بشوند، این را به عنوان یک بحران تماتایز (مقوله بندی) کنند و دولت­ها هم برای آن تمهیداتی داشته باشند. وضع مالیات می‌تواند سازوکارهای تنظیمی این معضل را تا حد زیادی تعدیل نماید. من خیلی به نقش دولت­‌ها در این زمینه باور دارم؛ دولت‌­ها می‌­توانند با سیاست­های تنظیمی خیلی از معضلات را حل کنند. بنابراین اگر بخواهم سؤال شما را در یک جمله پاسخ بدهم، تا حدی به جدیت ما بستگی دارد، ولی تا حد زیادی هم مسئله بحران جهانی است و برای آن باید یک تدبیر اساسی‌تری در سطح سیاست‌گذاری کلان اندیشید.


صحبت از تحول در آموزش و پژوهش و بحران جهانی کردید. آیا آموزش و پژوهش علمی در ایران به خصوص در حیطه فلسفه هم‌­راستا با این تحول جهانی پیش می­‌رود؟ یا به طور معکوس در ایران جریان دارد؟ با روند کندتر یا تندتر؟ نظرتان در این خصوص چیست؟
- این مسأله را از دو جهت قابل تحلیل می‌دانم.
از جهت اول نسبت آموزش و پژوهش فلسفی در ایران با جهان است؛ آموزش و پژوهش فلسفی در ایران تا سال‌ها نسبتی با جهان نداشت و در یک وضعیت بسته قرار داشت، ولی امروز خواسته یا ناخواسته به دلیل گسترش دسترسی‌ها به منابع الکترونیک و نیز گسترش ارتباطات از طریق فضای مجازی، آشنایی ما با وضعیت آموزش و پژوهش در جهان ارتقا یافته و از این رو مساهمت در تولید جهانی علم در حوزه علوم انسانی نیز گرچه به کندی در حال شکل‌گیری است.
اما سؤال شما مشخصاً ناظر به «این» تحول جهانی بود:‌ آیا تحولات در حوزه کسب و کار و فرهنگ کسب ثروت بر دانشگاه در سطح جهانی و در سطح ایران اثرگذار است؟  برای پاسخ به این پرسش لازم است مشخصاً پیرامون تأثیر این تحول جهانی بر دانشگاه بگویم. بحثی در مورد دانشگاه وجود دارد که می­‌گویند دانشگاه در تاریخ نسل‌های متعددی را پشت سر گذاشته است. البته نمی‌خواهم تعریف دقیقی از این تطور داشته باشم، ولی اجمالاً اینکه دانشگاه‌های نسل آخر دانشگاه‌­های کارآفرین هستند؛ یعنی دانشگاه‌­هایی که باید ایده‌­هایشان مستقیماً به کسب ثروت منجر شود یا در یک تعریف حداقلی دانشگاه‌هایی در تولید ثروت مساهمت داشته باشند. به گونه‌ای که حتی بخشی از هزینه کار علمی در برخی زمینه‌ها باید مستقیماً از صنعت تأمین شود. در جهان و در رشته­‌های فنی این مسئله کاملاً معنی‌­دار است؛ چون یک استاد رشته فنی اگر بخواهد دانشجوی دکتری بگیرد، باید هزینه‌­هایش را تأمین کند و برای تأمین هزینه باید با صنعت ارتباط داشته باشد. البته این را هم بگویم که وقتی از این مدل پژوهش حرف می‌­زنیم، از یک رؤیای آمریکایی سخن می‌گوییم؛ یعنی همه این چیزهایی که داریم می‌­گوییم در آمریکا وجود دارد و در بقیه کشورهای جهان یک کاریکاتوری از آن وجود دارد. من خودم البته تجربه­‌ای مستقیم از تحصیل در خارج از کشور ندارم، اما دوستانی که در جاهای مختلف دارم چنین می­گویند. اینکه می‌­گوییم «دانشگاه کارآفرین» به خاطر قدرت اقتصادی است که در آنجا وجود دارد، آمریکا صنایع نظامی بزرگی دارد و بخش بزرگی از تحقیقات حوزه فنی را هم به صنایع نظامی می‌­سپارند و البته صنعت نرم­‌افزاری پیشرفته‌­ای نیز دارند و با وجود همه اینها ارتباط دانشگاه و صنعت در آنجا با هم معنی دارد. حال آنکه متأسفانه در ایران اینها به این شکل که نیست؛ یعنی ما نه آن صنعت قوی را داریم و نه تنها ایران بلکه اکثر کشورهای اروپایی نیز چنان بنیه قوی‌­ای ندارند. البته اروپا شاید یک فرقی با ما داشته باشد و آن اینکه شاید آنها بتوانند از آن شرکت‌­های بزرگ پروژه بگیرند و با آنها همکاری کنند، منتها در ایران کاریکاتور می‌­شود. یعنی در آنجا هم این مسأله در سطح رشته‌های فنی و مهندسی و پزشکی امکان‌پذیر است و این خطر در آنجا هم وجود دارد که با تداوم این وضعیت حوزه‌های محض علوم انسانی اهمیت خود را از دست می‌دهند.
منتها در ایران این مسأله شکل کاریکاتوری به خود می‌گیرد؛ یعنی خودگردانی دانشگاه‌ها به دلیل نبود صنعت قوی و ارتباط قوی با آن به فروش صندلی‌های دانشگاه منجر می‌شود. من از دوره دانشجویی تاکنون یکی از چیزهایی که خیلی برایش فریاد زدم و مطالبه کردم مسئله توسعه آموزش خصوصی در بخش دولتی بوده است؛ یعنی بیایند صندلی­‌های دانشگاه‌های دولتی را با یک قیمت بالایی بفروشند. این مسئله در سال ۸۴ که ما در دانشکده فنی بودیم، تحت عنوان دوره‌­های ۲+۲ راه افتاد که دوره‌­هایی بود که هزینه­‌اش آن زمان حدود ۶۰ میلیون درمی‌­آمد و هنوز پردیس‌­ها هم نبودند. ما تجمع و اعتراض کردیم و در پاسخ گفتند طبق قانون برنامه چهارم توسعه دانشگاه‌­ها باید تا ۳۰% خودگردان شوند. بعد پردیس‌های خودگردان را با آن هزینه‌­های سنگین راه انداختند و در این بین افرادی مجاز می‌­شوند و درس می‌خوانند که توانمند نیستند و اینجاست که اتفاقات دیگری شکل می­‌گیرد. متأسفانه ما شاهد مسئله کالایی شدن دانش هستیم که این در همه جهان هم هست ولی متأسفانه در ایران بیشتر شکل کاریکاتور به خود می‌­گیرد. در خیلی از کشورهای جهان مانند انگلیس که معروف است پول می­دهی و مدرک می‌­گیری چنین وضعی حاکم است و متأسفانه بسیاری از مسؤلان ما در فاصله مسئولیت­‌های خود به راحتی از آنجا مدارک گرفته‌­اند. در هر صورت با مسئله کالایی ­شدن آموزش، علم دارد اهمیت خود را از دست می‌­دهد و به نظر من این یک بحران جهانی است و در ایران هم دارای ابعاد گوناگونی است. در وضعیت ایده‌­آل، هویت رشته‌هایی چون فلسفه به طور مضاعف در خطر جدی قرار می‌گیرد چون در مقابل رشته‌هایی با فایده مستقیم عملی، اهمیت خود را از دست خواهد داد. در وضعیت نابسامان داخلی ما نیز، هویت تمامی رشته‌ها در خطر قرار می‌گیرد چرا که خودگردانی نه از مسیر ارتباط با صنعت که با فروش مدرک و خصوصی‌سازی آموزش عالی همراه می‌شود.
 

 
به عنوان نکته پایانی در حوزه کاری خودتان، حوزه فلسفه و آموزش و پژوهش فلسفی اگر صحبتی دارید بفرمایید.
- بار دیگر باید تأکید کنم که تحول در علوم انسانی نیازمند عزمی جدی و تحول نگاه ما به علوم انسانی است. در صورتی‌که ما از داخل نگاه خود را تغییر ندهیم در برابر موج مسائل علوم انسانی برآمده از جهان غرب وادار به اتخاذ موضعی منفعلانه خواهیم شد؛ لاجرم باید با تحول نگاه خود و ارتقاء استانداردها و تحول در شیوه آموزش و پژوهش مسائل و دستاوردهای خود در سطحی جهانی عرضه نماییم. و الا در آینده‌ای نه چندان دور به تولید علم در حاشیه آکادمی غربی خواهیم پرداخت.
در آخر صحبتم می­‌خواهم از پدر، مادر، خواهر و همسرم و نیز اساتیدی که در طول دوران تحصیل و حیات علمی خود وامدار ایشان هستم تشکر نمایم. اساتیدی که در دبیرستان و دانشکده فنی و دانشکده ادبیات داشتم و به من کمک کردند تا به اینجا برسم و هیچگاه لطفشان را فراموش نمی‌­کنم. مشخصاً از آقای آقاصفری (معلم ریاضی دوران دبیرستان) و آقای دکتر خسروی (استاد دانشکده فنی) به جهت تأثیر سرنوشت‌سازشان بر زندگی من و از آقایان دکتر سید حمید طالب‌زاده، دکتر حسین غفاری و دکتر سیدمحمدرضا بهشتی اساتید گروه فلسفه دانشگاه تهران سپاسگزارم. از شما هم تشکر می‌­کنم هم بابت تمامی زحماتتان در جشنواره فارابی و هم بابت این فرصت گفتگویی که فراهم آوردید. حقیقتا هم سؤالاتتان سؤالات پیش­‌برنده­‌ای بود. سؤالات شما سؤالات دقیقی بود که ذهن من را به تکاپو وادار کرد و در آخر صحبت‌هایم برای خودم هم جالب است که بعضی از مطالبی را که بیان کردم در ناخودآگاهم بود و به آنها توجه صریحی نداشتم. در هر صورت از اینکه این فرصت را برایم فراهم کردید از شما و همه دست­‌اندرکاران محترم جشنواره فارابی تشکر و قدردانی می­‌کنم و امیدوارم که اولاً آثار ما در حوزه علوم انسانی روز به روز پربارتر شده و پژوهش‌های ما در حوزه علوم انسانی به سعادت دنیوی و اخروی انسان‌ها بینجامد و ثانیاً جشنواره فارابی نیز در آینده همچنان مانند امروز با دقت به ارزیابی آثار منتشره در حوزه علوم انسانی ادامه دهد.


از اینکه وقت ارزشمندتان را در اختیار ما قرار دادید و از گفتگو با شما بهره­‌مند شدیم  بسیار سپاسگزاریم.

 

دفعات مشاهده: 1459 بار   |   دفعات چاپ: 38 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

پیام تسلیت دبیرخانه جشنواره بین المللی فارابی به مناسبت درگذشت « ژان کلود کریر »

 | تاریخ ارسال: 1399/11/21 | 

دبیرخانه جشنواره بین المللی فارابی ضایعه درگذشت آقای «ژان کلود کریر­»، فیلمنامه‌نویس شهیر فرانسوی و مترجم آثار عرفانی به زبان فرانسوی را  به خانواده محترم ایشان، جامعه ادبی و هنری و تمامی ایران دوستان تسلیت می‌­گوید.

«ژان کلود کریر­» در دهمین دوره جشنواره بین‌المللی فارابی که در ۷ بهمن‌ماه ۱۳۹۷ در سالن اجلاس سران که با حضور ایشان برگزار شد، به سبب تحقیق، ترجمه و اقتباس از منطق الطیر عطار و دیوان شمس تبریزی، به عنوان برگزیده بخش بین الملل جشنواره معرفی گردیدند.

دفعات مشاهده: 1288 بار   |   دفعات چاپ: 42 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

کتاب سال و جایزه فارابی مکمل یکدیگر هستند

 | تاریخ ارسال: 1399/11/6 | 
محمدعلی مهدوی‌راد اظهار کرد: گمان نمی‌کنم شخصی اهل علم و دانش باشد و در چرایی برگزاری جشنواره‌های فرهنگی شک کند. چراکه، توجه به فرهنگ نشان‌دهنده آن است که جامعه زنده است و برنامه‌ریزان فرهنگی جامعه به دانش اهمیت می‌دهند.

به گزارش روابط عمومی خانه کتاب و ادبیات ایران، نشست «نقش جشنواره‌های علمی و فرهنگی در ارتقای سطح کیفی حوزه کتاب» از سلسله نشست‌های تخصصی نخستین نمایشگاه مجازی کتاب تهران با حضور محمدعلی مهدوی‌راد، دبیر علمی جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران و حسین میرزایی، رئیس دبیرخانه جشنواره بین‌المللی فارابی برگزار شد.
 
در ابتدای این نشست حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر محمدعلی مهدوی‌راد، دبیر برگزاری جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در رابطه با فلسفه وجودی این جوایز، ابعاد و جوانب آن گفت: در رابطه با این رویدادها به لحاظ نظری و تحلیل اجتماعی، فرهنگی و فکری نکاتی وجود دارد که لازم است به آن‌ها توجه شود. در خصوص جوایز کتاب سال در کشورهای اسلامی که روی آن‌ها مطالعه داشته‌ام باید بگویم در همه کشورهای اسلامی جایزه کتاب سال برگزار می‌شود. در این برگزاری‌ها، آسیب‌ها، مشکلات و کاستی‌هایی به چشم می‌خورد که لازم است به آن‌ها بپردازیم.
 
این استاد دانشگاه بیان کرد: اینکه کتاب سال و سایر جوایز با یکدیگر همپوشانی دارند و چگونه باید برگزار شوند، موضوعاتی است که باید در جای دیگر به آن‌ها پرداخته شود؛ اما گمان نمی‌کنم شخصی اهل علم و دانش باشد و در چرایی برگزاری این‌گونه جوایز شک کند. چراکه، توجه به فرهنگ نشان‌دهنده آن است که جامعه زنده است و برنامه‌ریزان فرهنگی جامعه به دانش اهمیت می‌دهند.
 
وی با اشاره به این که نخستین کارکرد این جایزه اطلاع‌رسانی است اظهار کرد: به این معنا که اگر بناست جامعه علمی از آنچه که تولید می‌شود مطلع شود، باید چنین جوایزی برگزار شود. محققان نمی‌توانند از همه آثاری که در حوزه تخصصی آن‌ها به وجود آمده، آگاه شوند. ضمن اینکه، همه آثار ارزش مطالعه و بررسی ندارند. از این رو، نخستین کار این جایزه ارزیابی و بررسی آثار و معرفی آن به عنوان منبعی قابل مطالعه است. بنابراین، جامعه علمی باید با هم تعامل داشته باشند که جایزه کتاب سال این امر را محقق می‌کند.
 
مهدوی‌راد افزود: نکته بعدی مقوله دیده‌شدن است. روشن است که محقق، مولف و پژوهشگری که کار علمی را آغاز کرده چندان جنبه مادی برایش اهمیت ندارد بلکه پشتوانه علمی و فرهنگی آن مهم است. بنابراین، اگر جایزه کتاب سال به جایگاهی برسد که به آثار برگزیده توسط هیات داوران این جایزه اهمیت داده شود، محقق و مولف با این جایزه دیده می‌شوند که قطعا برای آن‌ها ارزشمند است.
 
این استاد دانشگاه تهران توجه به مخاطب را از دیگر کارکردهای این جایزه دانست و تصریح کرد: در این جوایز مشخص می‌شود که برگزارکنندگان مخاطب را مد نظر قرار داده و سنجش کتاب‌ها را متناسب با نیاز آن‌ها انجام داده‌اند. به این معنا که مولفان برای کسب امتیاز لازم باید استانداردهایی را رعایت کنند که متناسب با نیاز مخاطبان در نظر گرفته شده است.
 
جایزه کتاب سال، رویدادی است که هیچ رویداد مشابهی به گرد پای آن نمی‌رسد
 
در ادامه این نشست حسین میرزایی رئیس دبیرخانه جشنواره بین المللی  فارابی با بیان اینکه که دولت و مجموعه دستگاه‌های فرهنگی و علمی کشور  تقدیر از آثار برگزیده در  قالب جشنواره‌های ملی و بین‌المللی را وظیفه خود می دانند گفت: موضوع اصلی استمراری است که در برگزاری جشنواره‌ها و جایزه‌ها وجود دارد که نشان‌دهنده جدیت و ضرورت این امر است. در رابطه با تعدد دانشگاه‌ها در کشور آماری می‌گوید حدود دو هزار و ۷۰۰ دانشگاه وجود دارد که این آمار جعلی است. چراکه، حدود ۱۲۰ دانشگاه در کشور وجود دارد، بقیه مراکز دانشگاه نیستند و عمده مراکز آموزش عالی هستند. درباره جشنواره‌های علمی هم ماجرا همین است. یعنی جشنواره ملی  و بین المللی که به صورت رسمی مصوب شده است جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران، جشنواره های خوارزمی، فارابی، رازی و جایزه ادبی جلال‌آل‌احمد است.
 
وی تاکید کرد: بنابراین، کل آن چیزی که مصوبه هیات وزیران و شورای عالی انقلاب فرهنگی است به تعداد انگشتان دست است. ضمن اینکه جشنواره‌های فصلی و دوره‌ای هم قابل تقدیرند، اما نباید آنها را ملی و بین المللی تقلی کرد. هیچ رویداد مشابهی به گرد پای جایزه کتاب سال نمی‌رسد و سایر جشنواره ها نیز در تراز بین المللی و ملی از جایگاه ویژه ای برخوردار هستند.
 
رئیس موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری افزود: این رویکردها در چند سال اخیر در دولت و مجموعه دست‌اندکاران این جوایز جای گرفته است. در حالی‌که فی‌نفسه هریک ماموریت خاص خودشان را دارند و تا کنون آیین‌نامه‌ها و خروجی‌های متفاوتی هم داشته‌اند. به عنوان مثال جشنواره فارابی به عنوان جشنواره‌ای که ریاست آن را وزیر علوم برعهده دارد به بررسی طرح های تحقیقاتی، کتاب پژوهشی، رساله دکتری و پایان نامه کارشناسی ارشد می پردازد؛ اما جایزه کتاب سال  فقط به کتاب پرداخته و به نمایندگی از فعالیت‌های وسیع و فاخری که در کشور انجام می‌شود از یک اثر تقدیر می‌کند. البته در مراحل نیمه نهایی آثار فاخر معرفی می‌شوند ولو اینکه برگزیده نشوند.
 
میرزایی عنوان کرد: قرار نیست این‌گونه رویدادها آنقدر کثرت پیدا کنند که از شمارش خارج شوند؛ البته این صحبت مربوط به بخش رسمی است وگرنه، در بخش مدنی تعدد این جوایز هیچ اشکالی ندارد و نباید نسبت به آن حساسیتی وجود داشته باشد. چون ادعای کثرت، این واهمه کاذب را به وجود می‌آورد که تعدد وجود دارد و باید همه رویدادها را یک کاسه کنیم؛ در حالی که اکنون هم گلایه‌هایی وجود دارد که چرا اثر فاخر فلان نویسنده برگزیده نشده است. در هرحال، جایزه کتاب سال جایزه جامع ملی و جوایز سه گانه دیگر هم در حوزه پژوهش و تحقیق در رشته‌های مختلف فعالیت می‌کنند؛ بنابراین وضع موجود با رعایت شرط برقراری تعامل و عدم همپوشانی وضع بهینه‌ای است.

عکس‌العمل درباره جریان‌ها در جوامع اسلامی وجود ندارد
 
مهدوی‌راد در ادامه با بیان اینکه دانش هیچ‌گاه به بلوغ نمی‌رسد در رابطه با مشکلات مربوط به این حوزه گفت: اشکال عامی که در جامعه ما وجود دارد و در تصمیم‌گیری‌های کلان هم به چشم می‌خورد بی‌توجه به آمار است. اگر شرایطی باشد که نمونه‌ها و اعداد و ارقام را بررسی و باهم مقایسه کنیم قطعا نتایج حیرت‌آور خواهد بود.
 
وی افزود: عکس‌العمل درباره جریان‌ها در جوامع اسلامی وجود ندارد. یعنی پیرامون کتاب‌هایی که منتشر می‌شود، نقد و بررسی نشده و مقاله‌ای تدوین نمی شود. با همه این چالش‌ها، در جایزه کتاب سال به وضوح این اثرگذاری قابل مشاهده است؛ البته همان‌طور که اشاره کردم آماری در این راستا وجود ندارد. اما همین که شخصیت بزرگی تماس می‌گیرد و از آثار برگزیده و نحوه داوری‌ها گلایه و سوال می‌کند، نشان‌دهنده آن است که رویداد مورد توجه قرار گرفته است. البته در این دوره در نظر داریم آماری ارائه دهیم از اینکه در ۶ سال گذشته چه کرده‌ایم.
 
دبیر علمی جایزه کتاب سال عنوان کرد: معضل دیگر این است که بعد از اتمام این رویداد جریان را رها می‌کنیم و تشکیلات دائمی و مستمری در اختیار نداریم. رسانه ملی و صداوسیما هم توجهی به آثار برگزیده و نقد و بررسی آن‌ها ندارند. در صورتی که اگر نقد علمی درباره این جشنواره‌ها صورت گیرد قطعا اثر کیفی آن ارتقا پیدا می‌کند، البته معتقدم با همین شرایط موجود هم این رویداد بی تاثیر نیست.

کارکرد اصلی جشنواره ها رصد و دیده بانی آثار است
 
در ادامه، رئیس دبیرخانه جشنواره بین‌المللی فارابی با بیان اینکه وقتی این جوایز اعتبار و شان خود را به لحاظ مادی و معنوی داشته باشند، قطعا اثرگذارند، اظهار کرد: ارتقای کیفی یعنی مولف می‌داند باید اثر با کیفیت خلق کند تا اجازه حضور در رویدادهای این چنینی را پیدا کند. اما واقعیت این است که مسئولیت و رسالت این جشنواره‌ها، کیفی‌سازی آثار نیست، بلکه این موضوع بخشی از کارکردهای پنهان آن است. کارکرد اصلی چنین رویدادهایی رصد آثار است، به این معنا که در سیستم علمی و فرهنگی کشور وظیفه دیده‌بانی را برعهده داریم.
 
حسین میرزایی، با بیان اینکه گاهی در برخی حوزه‌ها آثاری که قابل برگزیده‌شدن باشند وجود ندارد زنگ خطری است که نباید نادیده گرفته شود، گفت: انتظار از این‌گونه جشنواره‌ها ارتقاء کیفیت آثار علمی نیست، بلکه باید فرآیندی تدارک دید که آثار برگزیده رها نشوند و بین مولف و دستگاه‌های مرتبط با موضوع اثر ارتباط برقرار شود. وقتی ما اثر را معرفی می‌کنیم باید دیگرانی آن را ادامه دهند، هنگامی که این ماجر استمرار نمی‌یابد مشکلاتی به وجود می‌آید. خلاصه کلام اینکه، این کشور مهد تمدن و فرهنگ بوده و همه با هم باید در هر شرایطی که هستیم برای اعتلای آن تلاش کنیم. در این میان هر دستگاهی که به این موضوع توجه کند احترام به علم و عالم را ملی کرده است.
 
 

دفعات مشاهده: 1699 بار   |   دفعات چاپ: 61 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

پیام تسلیت دبیرخانه جشنواره بین المللی فارابی به مناسبت درگذشت آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

 | تاریخ ارسال: 1399/10/14 | 
همه از خداییم و به سوی او می رویم

دبیرخانه جشنواره بین المللی فارابی درگذشت آیت الله محمدتقی مصباح یزدی استاد برجسته حوزه و برگزیده اولین دوره جشنواره بین‌المللی فارابی که عمر با برکت خود را وقف تحقیق، تالیف و ترویج اندیشه دینی کرده بود به خانواده آن مرحوم، عموم جامعه حوزوی تسلیت گفته و از خداوند متعال برای آن مرحوم غفران الهی و علو درجات و برای بازماندگان صبر و شکیبایی آرزومند است.

دفعات مشاهده: 1938 بار   |   دفعات چاپ: 83 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

پیام تسلیت دبیرخانه جشنواره بین المللی فارابی و مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی به مناسبت درگذشت حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر جواد اژه ای

 | تاریخ ارسال: 1399/8/24 | 

همه از خداییم و به سوی او می رویم
دبیرخانه جشنواره بین المللی فارابی و موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری درگذشت استاد ارجمند حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر جواد اژه‌ای که عمر با برکت خود را صرف فعالیت‌های مختلف علمی و آموزشی، مدیریت و حمایت از مجموعه‌های نخبگانی کرده بود به خانواده مکرم آن مرحوم، خانواده شهید آیت‌الله بهشتی و عموم جامعه دانشگاهی و حوزوی تسلیت گفته و از درگاه خداوند متعال برای آن مرحوم رحمت واسعه و علو درجات و برای بازماندگان صبر و شکیبایی آرزومند است.

دفعات مشاهده: 2855 بار   |   دفعات چاپ: 150 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

اهدا جایزه نقدی شخصیت پیشرو علوم انسانی یازدهمین جشنواره بین المللی فارابی توسط خانواده مرحوم دکتر داریوش شایگان به موسسه نیکان

 | تاریخ ارسال: 1399/8/21 | 

 
به گزارش دبیرخانه دائمی جشنواره بین المللی فارابی، خانواده مرحوم دکتر داریوش شایگان جایزه نقدی استاد را برای خرید یک دستگاه اکسیژن ساز بیماران کرونایی به موسسه نیکان اهدا کردند.
مرحوم دکتر داریوش شایگان در یازدهمین جشنواره بین المللی فارابی که اختتامیه آن در ۲۷ مردادماه ۱۳۹۹ برگزار شده است به عنوان شخصیت پیشرو علوم انسانی برگزیده و مورد تقدیر قرار گرفتند.

شایان ذکر است در ادوار قبلی جشنواره نیز تعدادی از اساتید برگزیده و یا خانواده­‌های آنان جوایز نقدی خود را اهدا کرده و فرهنگ نیکوکاری را پاس داشتند از جمله خانواده مرحوم توران میرهادی شخصیت پیشرو علوم انسانی دهمین جشنواره (اهدا به شورای کتاب کودک)، استاد محمدرضا حکیمی، شخصیت پیشکسوت علوم انسانی و اسلامی دهمین جشنواره (اهدا برای تخفیف خرید کتابهای دینی)، دکتر عبدالکریم رشیدیان مترجم برتر دهمین جشنواره (اهدا به پژوهشگران جوان فلسفه)، استاد هوشنگ ابتهاج، شخصیت پیشکسوت علوم انسانی نهمین جشنواره (اهدا برای خرید کانکس برای زلزله زدگان کرمانشاه) و دکتر سیدجواد طباطبایی برگزیده گروه علوم سیاسی نهمین جشنواره (اهدا برای خرید کتاب).

دفعات مشاهده: 3133 بار   |   دفعات چاپ: 145 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

بیستم آبان‌ماه پایان زمان دریافت آثار دوازدهمین جشنواره بین‌المللی فارابی؛ ویژه تحقیقات علوم انسانی و اسلامی

 | تاریخ ارسال: 1399/7/30 | 


دکتر حسین میرزائی رئیس دبیرخانه دوازدهمین جشنواره بین‌­المللی فارابی با اعلام تمدید زمان ارسال آثار به دبیرخانه جشنواره گفت: دبیرخانه دوازدهمین جشنواره بین‌­المللی فارابی به دلیل تماس­‌های علاقمندان به ویژه دانشگاه‌ها، موسسات پژوهشی و ناشران، برای ثبت و ارسال آثار، زمان ثبت آثار در سامانه را تا بیستم آبان­ماه تمدید کرده است و این مدت مجددا تمدید نخواهد شد.
به گزارش دبیرخانه دوازدهمین جشنواره بین المللی فارابی، تمامی پژوهشـگران حوزه علـوم‌انسـانی و اسـلامی،
دانشگاه­‌ها،
موسسات پژوهشی و ناشران تنها تا پایان روز سه شنبه بیستم آبان ماه ۱۳۹۹ فرصت دارند، آثار خود را شامل »کتاب پژوهشی«، »گـزارش نهایی پژوهش«، »رساله دکتری «و »پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد «که در سه سال گذشته (از ابتدای فروردین ۱۳۹۶ تا پایان اسفند ۱۳۹۸) انجام شده است، در سایت جشنواره به نشانی (WWW.FARABIAWARD.IR)   ثبت کنند.
میرزائی افزود: آثار علمی در این دوره از جشنواره نیز در پانزده گروه علمی «اخلاق، ادیان و عرفان»، «تاریخ، جغرافیا و باستان‌­شناسی»، «حقوق»، «زبان، ادبیات و زبان­‌شناسی»، «علوم اجتماعی و علوم ارتباطات»، «علوم اقتصادی، مدیریت و علوم مالی»،  «علوم تربیتی، روانشناسی و علوم ورزشی»، «علوم سیاسی، روابط بین‌الملل و مطالعات منطقه‌ای»، «علوم قرآنی، تفسیر و حدیث»، «فقه و اصول»، «فلسفه، منطق و کلام»، «فناوری اطلاعات، اطلاع‌­رسانی و کتابداری»، «مطالعات انقلاب اسلامی و امام خمینی (ره)»، «مطالعات هنر و زیبایی­‌شناسی» و «مطالعات میان رشته­‌ای» دریافت می‌­شوند. بخش بین‌الملل جشنواره نیز آثار مربوط به حوزه ایران‌شناسی و اسلام‌شناسی را دریافت می‌کند.
گفتنی است جشنواره بین‌المللی فارابی توسط وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، کمیسیون ملی یونسکو، دفتر منطقه‌ای و کمیسیون ملی آیسسکو، بنیاد ملی نخبگان و موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری هر ساله برگزار می‌­شود.

دفعات مشاهده: 4855 بار   |   دفعات چاپ: 162 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

از ایران‌شناس ژاپنی برگزیده یازدهمین جشنواره بین‌المللی فارابی تجلیل شد

 | تاریخ ارسال: 1399/7/22 | 
مراسم تجلیل و اهدای لوح تقدیر و جایزه یازدهمین جشنواره بین‌المللی فارابی ویژه تحقیقات علوم انسانی و اسلامی به پروفسور نوبوآکی کندو، ایران شناس برجسته ژاپنی در محل سفارت جمهوری اسلامی ایران در توکیو برگزار شد.
به گزارش دبیرخانه جشنواره بین‌المللی فارابی با توجه به این که به دلیل پاندمی کرونا امکان حضور برگزیدگان بخش بین‌الملل یازدهمین جشنواره فارابی در مراسم اختتامیه جشنواره وجود نداشت، مراسم اعطای جایزه به پروفسور نوبوآکی کندو (Nobuaki Kondo) برگزیده ژاپنی جشنواره، سه شنبه ۲۲ مهرماه با حضور سفیر جمهوری اسلامی ایران و با سخنرانی آنلاین رئیس دبیرخانه جشنواره بین‌المللی فارابی و رئیس مرکز مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه در محل سفارتخانه جمهوری اسلامی ایران در توکیو برگزار شد.
.

مرتضی رحمانی موحد، سفیر جمهوری اسلامی ایران در ژاپن طی سخنانی در این مراسم با اشاره به نقش ویژه پژوهشگران ایران شناس ژاپنی در برقراری مناسبات علمی و فرهنگی بین دو ملت ایران و ژاپن و ضرورت پاسداشت این سرمایه بزرگ اظهار داشت: بدون شک فعالیت‌ها و روابط تاریخی اساتید و محققان ایرانی و ژاپنی بخش لاینفک ارتباطات دو کشور است و بر این اساس بسیار خرسندم که در جایگاه سفیر ایران در ژاپن میزبان مراسم تقدیر از  پروفسور نوبوآکی کندو، ایران‌شناس ژاپنی هستم که سال‌های طولانی به تاریخ و فرهنگ ایران خدمت کرده است.
وی با تشکر از دبیرخانه جشنواره بین‌المللی فارابی که زمینه برگزاری این مراسم را فراهم کرده ابراز امیدواری کرد که تقدیر از سالها تلاش پروفسور کندو در عرصه‌های فرهنگی، استمرار مسیر مناسبات تاریخی ایران و ژاپن و هدایت آن به شرایط بهتر باشد.
 دکتر حسین میرزائی، رئیس دبیرخانه جشنواره بین‌المللی فارابی هم در سخنرانی آنلاین خود در این مراسم با ابراز تأسف از این که به دلیل پاندمی کرونا، امکان میزبانی و دیدار حضوری با پروفسور کندو در ایران فراهم نشده اظهار داشت: از قدیم، ارتباط وثیقی بین ایران و ژاپن و اندیشمندان این دو حوزه فرهنگی وجود داشته و اسلام‌شناسان و ایران‌شناسان برجسته‌ای در ژاپن بوده‌اند از جمله نظیر پروفسور توشی‌هیکو ایزوتسو، پروفسور ئه ­­ایچی ایموتو - مولف کتاب «آسوکا و پارس، پیشروی فرهنگ ایرانی به شرق» و برگزیده دومین جشنواره بین­‌المللی فارابی - و موریو اونو - مردم‌شناس ژاپنی و نویسنده کتاب «خیرآباد نامه» (۲۵ سال با روستاییان ایران) که طی ربع قرن با سفرهای متعدد به ایران و سال‌ها زندگی در خیرآباد و روستاهای دیگر در زمینه روستاهای ایران مطالعه کرده  است.
وی با تقدیر از خدمات فرهنگی و آثار ارزشمند پروفسور کندو خصوصا در زمینه تاریخ صفویه و قاجار اظهار داشت: خوشحالم که به نمایندگی از دولت جمهوری اسلامی ایران با تقدیم لوح تقدیر رئیس جمهوری اسلامی ایران، کمیسیون ملی یونسکو و دفتر منطقه‌­ای آیسسکو و هدایایی فرهنگی از پروفسور کندو تقدیر می‌شود و امیدوارم سالیان سال، شاهد آثار ایشان در حوزه ایران‌شناسی و مطالعات تمدن اسلامی باشیم. جشنواره بین‌المللی فارابی طی یازده دوره پیشین جشنواره افتخار داشته از ایران‌­شناسان و اسلام‌شناسان ژاپنی تجلیل کند و آماده هرگونه همکاری با ژاپن و سفارت جمهوری اسلامی ایران در این کشور است.
دکتر میرزائی در پایان از سفیر جمهوری اسلامی ایران در ژاپن و همکاران ایشان بابت برگزاری این مراسم تشکر و قدردانی کرد.
دکتر سید محمدکاظم سجادپور، رئیس مرکز مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه هم در سخنانی با تقدیر از تلاش اثربخش جشنواره بین­‌المللی فارابی در توجه به علوم انسانی و تبریک به پروفسور کندو اظهار داشت: ایران‌شناسی نه فقط مربوط به ایران که شعبه‌ای از دانش بشری است. مطالعه تحولات هزاران ساله بشری بدون مطالعه تاریخ و پیشینه ایران امکان‌پذیر نیست؛ لذا ایران‌شناسی، دانشی مربوط به کل بشر و کمک به آن کمک به تمام بشریت است.
وی با بیان این که جریاناتی از جمله نیروهای مسلط در آمریکا تلاش دارند هر آن چه مربوط به ایران است را محو کنند، خاطرنشان کرد: بر این اساس، تقویت ایران‌شناسی، تقویت منافع ملی ملت ایران است.
سجادپور در ادامه با اشاره به ویژگی‌ها و وجوه تمایز ایران‌شناسان ژاپنی از سایر محققان این حوزه که مکتب مستقلی را در عرصه ایران‌شناسی‌ شکل داده گفت: تنوع حوزه‌های مطالعاتی، توجه به ابعاد مختلف زندگی اجتماعی و فرهنگ عمومی مردم ایران، دور بودن از هیاهوهای روزمره سیاسی، انصاف و درک و شناخت درست از وضعیت ایران با توجه به سهولت دسترسی و حضور در ایران طی چهار دهه گذشته، حوصله زیاد و دقت علمی بالا و تسلط بر زبان در آثار ایران‌شناسان ژاپنی مشهود است.
رئیس مرکز مطالعات سیاسی و بین‌المللی در پایان ابراز امیدواری کرد که روابط خوب ایران و ژاپن در حوزه ایران‌شناسی بیش از پیش توسعه یافته و زمینه‌های جدیدی را در جهت گسترش همکاری‌های فی‌مابین ایجاد کند‌.
.

در ادامه این مراسم پس از پخش کلیپی درباره پروفسور کندو، این ایران‌شناس ژاپنی در سخنرانی­‌ای کوتاه به زبان فارسی اظهار داشت: دریافت لوح تقدیر جشنواره فارابی از سفیر محترم ایران، بزرگترین افتخاری است که بعد از ۳۰ سال مطالعه در حوزه ایران‌شناسی نصیب من شده و بسیار سپاسگزارم. کارهای من مبتنی بر اسناد بوده و طی این مدت بارها به ایران سفر کرده‌ام و به یاری همکاران توانسته‌ام مدارک مورد نیاز را تهیه کنم.
وی با اشاره به دو کتاب جدید خود در حوزه ایران‌شناسی که یکی در انگلستان چاپ شده و در شرف بازنشر در ایران است از تمام موسسات و افرادی که در تهیه این دو اثر ارزشمند به وی کمک کرده‌اند تشکر کرد.
در پایان این مراسم، لوح­‌های تقدیر و هدایای یازدهمین جشنواره بین‌المللی فارابی شامل لوح­ تقدیر جشنواره به امضای دکتر حسن روحانی - رئیس جمهوری اسلامی ایران- و لوح تقدیر یونسکو و آیسسکو به همراه یک قطعه فرش نفیس دستباف و صنایع دستی توسط سفیر جمهوری اسلامی ایران در ژاپن به پروفسور کندو اهدا شد‌.
گفتنی است،  نوبوآکی کندو که متولد ۱۹۶۶ در توکیو است در حال حاضر استاد موسسه تحقیقات زبان‌های فارسی و افریقایی دانشگاه مطالعات خارجی توکیو است. وی که علاوه بر ایران شناسی در حوزه نسخ خطی نیز پژوهشگر برجسته‌ای است در سال­های ۱۹۸۴ تا ۱۹۸۹ در دانشکده ادبیات دانشگاه توکیو مقطع کارشناسی را گذراند. در سال ۱۹۹۱ از مدرسه عالی/دانشکده تحصیلات تکمیلی علوم انسانی دانشگاه توکیو مدرک کارشناسی ارشد خود را اخذ و در سال ۱۹۹۴ از همان دانشگاه به دریافت درجه دکتری نائل شد. کندو در سال ۱۹۹۷ دومین دکتری خود را از دانشکده تحصیلات تکمیلی و علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه توکیو با دفاع از رساله خود با عنوان «قدرت‌­های محلی در ایران از قرن هفدهم تا نوزدهم» دریافت کرد.
پروفسور کندو که استاد تمام دانشگاه است زبان فارسی را در مرکز بین المللی مطالعات فارسی آموخته است.
علایق پژوهشی دکتر نوبوآکی کندو متمرکز بر تاریخ صفوی و قاجار، تاریخ تهران، تاریخ شیعه و علماء و ارتباطات فرهنگی در بین جوامع پارسی است. از او آثار و تحقیقات متعددی به چاپ رسیده است که مهمترین آنها گزیده‌­ای از اسناد فارسی است که در سال ۲۰۰۳ به چاپ رسید. از دیگر آثار منتشره شده وی می‌­توان از دستور الملوک متن کامل بر اساس نسخ خطی حیدر آباد، جامعه و احکام اسلامی در ایران، تاریخ اجتماعی تهران عصر قاجار، مهاجرت و هم زیستی چند قومی در تهران عصر قاجار و نقشه برداری از ایران در عهد صفوی نام برد.

دفعات مشاهده: 3799 بار   |   دفعات چاپ: 185 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

دبیر، رئیس دبیرخانه و دبیر علمی دوازدهمین جشنواره بین‌المللی فارابی منصوب شدند

 | تاریخ ارسال: 1399/7/5 | 
دکتر منصور غلامی، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری طی احکام جداگانه‌ای دکتر غلامرضا غفاری، دکتر حسین میرزایی و دکتر سیدعبدالامیر نبوی را به ترتیب به سمت‌های دبیر، رئیس دبیرخانه و دبیر شورای علمی دوازدهمین جشنواره بین‌المللی فارابی منصوب کرد.
به گزارش دبیرخانه دوازدهمین جشنواره بین‌المللی فارابی وزیر علوم تحقیقات و فناوری در حکمی دکتر غلامرضا غفاری، معاون فرهنگی و اجتماعی این وزارتخانه را به عنوان دبیر دوازدهمین جشنواره بین‌المللی فارابی منصوب کرد. در حکم انتصاب دکتر غفاری آمده است: نظر به سوابق علمی، تعهد و شایستگی جناب‌عالی، بر اساس ماده ۷ آئین‌نامه جشنواره بین‌المللی فارابی، به موجب این حکم به سمت دبیر "دوازدهمین جشنواره بین‌المللی فارابی" منصوب می‌شوید. امید است با برنامه‌ریزی مناسب و بهره‌گیری از ظرفیت‌ها، شاهد برگزاری مطلوب جشنواره باشیم. تندرستی و توفیق روزافزون شما را در ارتقای علوم انسانی و اسلامی کشور از درگاه ایزد منان خواهانم.
وزیر علوم، همچنین در حکم جداگانه­‌ای،  دکتر حسین میرزایی رئیس موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی را به عنوان رئیس دبیرخانه دوازدهمین جشنواره بین‌المللی فارابی منصوب کرد. در حکم انتصاب دکتر میرزایی آمده است: نظر به سوابق علمی، تعهد و شایستگی جناب عالی، بر اساس تبصره ۱ ماده ۷ آئین‌نامه جشنواره بین‌المللی فارابی و پیشنهاد دبیر جشنواره به موجب این حکم به سمت "رئیس دبیرخانه دوازدهمین جشنواره بین‌المللی فارابی" منصوب می‌شوید. با توجه به نقش اساسی دبیرخانه در برگزاری این رویداد علمی مهم کشور انتظار می‌رود دوازدهمین جشنواره نیز با برنامه‌ریزی‌ها و تلاش‌های بایسته، مانند دوره‌های پیشین، به نحو شایسته برگزار شود. تندرستی و توفیق روزافزون جناب عالی را در ارتقای علوم انسانی و اسلامی کشور از درگاه ایزد منان خواهانم.
دکتر سید عبدالامیر نبوی نیز از سوی دکتر غلامی به سمت دبیر شورای علمی دوازدهمین جشنواره بین‌المللی فارابی منصوب شد. در حکم وزیر علوم خطاب به دکتر نبوی آمده است: نظر به سوابق علمی، تعهد و شایستگی جناب عالی، بر اساس تبصره ۱ ماده ۷ آئین‌نامه جشنواره بین‌المللی فارابی و پیشنهاد دبیر جشنواره به موجب این حکم به سمت " دبیر شورای علمی دوازدهمین جشنواره بین‌المللی فارابی" منصوب می‌شوید. با توجه به نقش اساسی شورای علمی در برگزاری این رویداد علمی مهم کشور انتظار می‌رود آثار فاخر دریافت شده با دقت علمی بررسی و به جامعه علوم‌انسانی کشور معرفی شود. تندرستی و توفیق روزافزون جناب عالی را در ارتقای علوم انسانی و اسلامی کشور از درگاه ایزد منان خواهانم.
 
 

دفعات مشاهده: 4011 بار   |   دفعات چاپ: 181 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

مراسم تجلیل از پروفسور علی مهدی زیتون برگزیده بخش بین الملل یازدهمین جشنواره بین المللی فارابی

 | تاریخ ارسال: 1399/6/30 | 
به گزارش روابط عمومی دبیرخانه دائمی جشنواره بین المللی فارابی، به نقل از رایزنی فرهنگی ایران در لبنان؛ مراسم تجلیل از خدمات استاد پیشکسوت، پروفسور علی مهدی زیتون، نویسنده به‌نام و استاد برجسته دانشگاه‌های لبنان و اهدای جایزه یازدهمین جشنواره بین‌المللی فارابی به همت رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در لبنان و با همکاری مرکز دانشگاهی «الملتقی الثقافی الجامعی» با حضور عباس خامه‌یار، رایزن فرهنگی کشورمان؛ عباس مرتضی، وزیر فرهنگ و کشاورزی لبنان و جمعی از علما، فرهیختگان، اساتید و دانشجویان دانشگاه‌های لبنان، برگزار شد.
در این مراسم پس از تلاوت قرآن کریم و پخش سرود ملی دو کشور، محمد طی، استاد حقوق بین‌الملل دانشگاه لبنان، با توصیف دکتر زیتون به عنوان یک پرچمدار و از معدود افرادی که در علوم انسانی، حرفی برای گفتن دارد، گفت: او علم، فرهنگ، بخشندگی، اصالت و نوآوری را یک جا در خود جمع کرده است؛ دکتر زیتون فرزند خانه ایمان و تقواست و اسلام ناب در جانش ریشه دوانیده است. مطالعات او تنها به ادبیات سنتی و تفقه در آن محدود نبوده بلکه توجه به نوآوری و نگاه منتقدانه که افراد نادری به آن می‌پردازند یکی از ویژگی‌های علمی اوست.
استاد حقوق بین‌الملل دانشگاه لبنان در ادامه افزود: او چنان متواضع است که مانع از شهرتش شده است و در پی پست و مقام نبوده و با توجه به شایستگی خود برای تصدی ریاست دانشگاه اما دنبال آن نرفت. وی بیش از نیم قرن تلاش علمی خود توانست آثار ارزنده‌ای را به جامعه علمی ارائه کند.
وی در پایان گفت: جمهوری اسلامی ایران، چنین انسانی را شناسایی کرد و موفقیت‌هایش را در عرصه‌های ادبیات و نقد ارج نهاد، چرا که ایران ارزش چنین انسان‌هایی را به خوبی دریافته است. زیرا این کشور در طی چند دهه به جایگاهی رسیده است که اروپا ظرف مدت پنج قرن توانست به آن برسد.
 محمود نون، رئیس باشگاه فرهنگی «الریف» با معرفی اقداماتی که می‌توان در عرصه ادبیات و علوم انسانی ارائه کرد، گفت: نظریه روش فرهنگی که علی زیتون ارائه کرده، نگاهی جهان‌شمول همراه با معنویت و انسانیت داشته که توجهی به ظواهر امور ندارد بلکه در عمق مسائل وارد شده است.
وی در ادامه افزود: علی زیتون مطالب تازه‌ای را در عرصه علوم انسانی ارائه کرده، او تنها یک منتقد نبوده بلکه پژوهشگری بزرگ، ادیبی برجسته، شاعری شفاف، علامه‌ای فرهیخته بوده و همین امر او را شایسته دریافت جایزه بین‌المللی فارابی کرده است.
محمود نون در پایان گفت: امیدواریم کارهای بیشتری در عرصه علوم انسانی از ایشان در آینده شاهد باشیم.
علی حجازی، رئیس سابق دانشکده ادبیات، سخنران بعدی بود. وی ضمن تشکر از عباس خامه‌یار، رایزن فرهنگی کشورمان به جهت تلاشی که جهت معرفی این شخصیت فرهیخته داشته است، گفت: زندگی سراسر خلاقیت، پژوهش و موفقیت دکتر زیتون و حضور وی در هیئت علمی دانشگاه‌های لبنان و خارج از لبنان نشان از جایگاه والای علمی ایشان است، و می‌توان او را «راهب فرهنگ و ادب» و یا «نخلستان فرهنگ و ادب» نامید. چرا که تمام عمر خود را صرف این راه کرده و ثمراتی را به بار نشانده است.
رئیس سابق دانشکده ادبیات بیروت افزود: در منطقه بقاع، شعرای معدودی توانستند رشد کنند و از آن میان دکتر زیتون بود که توانست در برابر اشغالگران مقاومت کند و با فرهنگ اصیل خود، جنبشی ادبی در این منطقه به راه بیاندازد که تا بیروت امتداد یابد. اما در عرصه اسلامی کتاب ایشان «الاعجاز الفنی فی القرآن» به منبعی مهم برای دانشجویان لبنانی و خارجی تبدیل شده است.
حجازی در پایان به ویژگی‌های اخلاقی ایشان اشاره کرد و گفت: علی زیتون محرومیت فرهنگی منطقه ما را به لطف تلاش‌ها و آثار ارزنده‌اش از میان برد و برای همین است که در می‌یابیم چرا رئیس جمهور ایران از وی تجلیل کرده است.
سپس ایلی آنطون، استاد دانشگاه لبنان، با توصیف دکتر زیتون به عنوان منتقد فرهیخته و مقاوم، گفت: وی با مطالعه روش‌های غربی و نوین و پست مدرن و نوشت شرح و توضیح بر نظریات جدید، توانست با افزودن اشعار، داستان، رُمان و متون ادبی به آنها، شیوه‌ای نو در معرفی انواع دیدگاه‌ها به دانشجویان ارائه کند. کتاب «النص الشعری المقاوم فی لبنان» به عنوان ساختار اصلی و مرجعی مهم در این مسیر به شمار می‌رود.
وی افزود: ایشان روشی جدید در نقد ادبی فرهنگ با نوشتن کتاب «فی مدار النقد الادبی» ارائه کرد و ما را از یک مصرف کننده مادی و فرهنگی به یک منتقد تبدیل کرد.
ایلی آنطون در پایان یادآور شد: دکتر زیتون در برگزاری کنفرانس‌های سالانه ادبیات مقاوم نقش به‌سزایی داشته و دریافت جایزه بین‌المللی ادبی فارابی، نشانه شایستگی ایشان و توانایی وی در این عرصه است به وی تبریک می‌گوئیم و از جمهوری اسلامی ایران نیز به جهت انتخاب ایشان تشکر می‌کنیم.
سپس رایزن فرهنگی کشورمان در سخنان خود ضمن یادآوری سابقه آشنایی سی ساله با ایشان گفت: رفتار برجسته‌ای که از شخصیت ایشان به چشم می‌خورد، همان اخلاق والا، تواضع، بخشندگی، قلب پاک، صداقت در گفتار و رفتار، پاکدستی، نداشتن تعلق به ظواهر دنیا، وفاداری و عشق به سرزمین، ملت و امتش بود.
وی افزود: امروز در کنار شما حضور یافتم و بسیار خرسندم که تندیس اهدایی رئیس جمهور کشورمان را همراه آورده‌ام تا به عزیز دلمان پروفسور علی زیتون تقدیم کنم. ما امروز در مراسم تکریم شخصیتی ادبی و فکری از شخصیت‌های لبنان عزیز حضور یافتیم. شخصیتی که اثر عمیقی در علوم انسانی و اسلامی از خود در جهان اسلام و به ویژه جمهوری اسلامی ایران بر جای گذاشت.
خامه‌یار در پایان گفت: شخصیت دکتر زیتون که با انسانیت خود، توانست مرزهای جغرافیایی و مسافت بین لبنان تا ایران را در نوردد، و توجه و تلاشش در زمینه این مطالعات، نقش به‌سزایی در جلب توجه اساتید بزرگ و اندیشمندان نسبت به تأثیرگذاری آثار و ثمراتش داشت. استاد بزرگ ما دکتر علی، به واقع زیتون پر ثمر بقاع است که کل لبنان را از جنوب تا شمال آن بهره‌مند ساخته و آن را با استقلال و مقاومتش پر ثمر کرده است.
وی افزود:‌ آن چه که مایه خرسندی بسیار من شده این است که نام ایشان را در یازدهمین دوره از جشنواره بین‌المللی فارابی ارائه کرده که نامزد دریافت جایزه از میان بیش از چهل شخصیت فکری و ادبی در زمینه علوم انسانی و اسلامی باشد و در نهایت نام ایشان به همراه هفت شخصیت دیگر از جهان برای دریافت جایزه انتخاب شد و مایه خوشبختی من بود که لبنان نیز در بین این کشورها جای داشته است.
در ادامه عباس مرتضی، وزیر فرهنگ لبنان، در آغاز به سابقه آشنایی با زیتون و نخستین دیدار با ایشان در دانشگاه اشاره کرد و گفت: چگونه می‌توان از بخشندگی اقیانوس و وسعت آن سخن گفت؟ او پدر، دوست، برادر، معلم و پژوهشگر منتقد و یک انسان است و از این جایگاه از دو زوایه و با توجه به فرصت محدود سخن خواهم گفت. نخست این که علی زیتون، یک انسان، معلم و پدر است و دوم این که علی زیتون، منتقدی بزرگ و مقاومی نفوذناپذیر است.
وی در ادامه افزود: استاد زیتون از آرامش خاص و متانت دوست‌داشتنی برخوردار بود. با روش آرام خود و شناخت عمیقش، دانشجویان را به خود جذب و با حضور نزدیکش دانشجویان را به تلاش و تحصیل مستمر تشویق می‌کرد.
وزیر فرهنگ لبنان در پایان گفت: دکتر علی زیتون همانند این دشت بقاع، و وجود دو رودخانه بخشنده‌اش یعنی «عاصی» و «لیطانی» که از هر دو طرف در جریان هستند، با خود وحدت در هدف، و اراده‌ای نفوذناپذیر را همراه دارد و این دشت رها شده را آبیاری می‌کند و با فرهنگ، ادب، انسانیت بی‌نظیر و پدرانه‌اش آن را آباد می‌کند.
در پایان دکتر علی زیتون با اظهار خرسندی خود نسبت به حضورش در چنین محفلی گفت: اهدای تندیس از سوی رئیس جمهوری اسلامی ایران مایه افتخار بزرگ برای بنده بوده که از دستان رایزن فرهنگی این کشور در لبنان دکتر خامه‌یار دریافت می‌کنم. وی لطف بزرگی در معرفی اینجانب به جشنواره فارابی داشت و حضور وزیر فرهنگ نیز مایه افتخار بنده است.
وی افزود: زبان من نسبت به تشکر از شما قاصر است و از تمام کسانی که زمینه برگزاری این جشن را فراهم کردند تشکر می‌کنم.
دکتر زیتون در پایان گفت: جایزه فارابی ژن‌های انقلاب خمینی(ره) را با خود به همراه دارد که مسئولیت بزرگی را بر روی دوشم گذاشته و ما به لطف حمایت‌های بی‌دریغ جمهوری اسلامی ایران به مقاومت است که در خانه‌هایمان در آرامش زندگی می‌کنیم. زنده باد لبنان، زنده باد جمهوری اسلامی ایران به رهبری امام خامنه‌ای.
سپس حسین میرزائی، دبیر یازدهمین جشنواره بین‌المللی فارابی طی پیام ویدیوئی اظهار کرد: افتخار دارم تا به صورت وبیناری در مراسم تکریم دانشمند جهان اسلام و پژوهشگر تشیع و کتاب نهج‌البلاغه حضور داشته باشم. وی نامزد دریافت جایزه یازدهمین دوره از جشنواره فارابی بود که توسط وزارت علوم و فناوری و با همکاری دفتر سازمان یونیسکو در تهران برگزار شد. ما افتخار این را داریم که از خدمات دکتر زیتون تجلیل کنیم. لذا وزارت علوم، تحقیقات و فناوری مراسمی را با حضور دکتر خامه‌یار، رایزن فرهنگی ایران در لبنان و به نمایندگی از دکتر زیتون برگزار کرد و تندیس این جشنواره به همراه تقدیرنامه ریاست جمهوری به همراه هدایایی به عنوان یادبود تقدیم ایشان شد. از این که نتوانستم در جمع شما حاضر باشم، عذرخواهی می‌کنم و امیدوارم شاهد جهانی بدون کرونا در آینده‌ای نزدیک باشیم تا بتوانیم روابط انسانی خود را بیش از گذشته ادامه دهیم و از نزدیک با یکدیگر دیدار داشته باشیم.
پس از آن متن تقدیرنامه ریاست جمهوری ایران قرائت و جوایز این جشنواره که شامل تندیس جشنواره، تقدیرنامه کمیسیون ملی یونسکو، دفتر منطقه ­ای و کمیسیون ملی آیسسکو و مجموعه‌ای از هدایای جشنواره فارابی بود، به دکتر زیتون اهدا شد.

 

دفعات مشاهده: 4258 بار   |   دفعات چاپ: 191 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

پیام تسلیت دبیرخانه جشنواره بین المللی فارابی به مناسبت درگذشت استاد اسماعیل سعادت

 | تاریخ ارسال: 1399/6/13 | 
همه از خداییم و به سوی او می رویم
 
دبیرخانه جشنواره بین المللی فارابی و پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری درگذشت استاد اسماعیل سعادت ادیب، زبان‌شناس، مترجم چیره‌دست و برگزیده دو دوره جشنواره بین‌المللی فارابی که عمر با برکت خود را صرف خدمت به علم و ادب و فرهنگ ایران کرده بود به خانواده آن مرحوم، عموم جامعه علمی و ادبی کشور تسلیت گفته و از خداوند متعال برای ایشان غفران الهی و علو درجات و برای بازماندگان صبر و شکیبایی آرزومند است.
 

دفعات مشاهده: 4531 بار   |   دفعات چاپ: 183 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

فراخوان دریافت آثار دوازدهمین جشنواره بین‌المللی فارابی؛ ویژه تحقیقات علوم انسانی و اسلامی

 | تاریخ ارسال: 1399/6/10 | 

دکتر حسین میرزایی رئیس دبیرخانه دوازدهمین جشنواره بین‌المللی فارابی امروز با بیان خبر فراخوان دوازدهمین دوره جشنواره، زمان دریافت آثار این دوره را از دهم شهریورماه ۱۳۹۹ تا ۳۰ مهرماه سال جاری اعلام کرد.
آثار مورد پذیرش جشنواره همچون ادوار گذشته در چهار قالب شامل»کتاب پژوهشی«، »گزارش اختتام یافته پژوهش«، »رساله دکتری«  و » پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد« است. آثاری که از ابتدای سال ۱۳۹۶ تا پایان اسفند ۱۳۹۸ پایان یافته‌اند می‌توانند در این دوره از جشنواره شرکت کنند.
وی افزود: آثار علمی در این جشنواره در پانزده گروه علمی »اخلاق، ادیان و عرفان«، »تاریخ، جغرافیا و باستان­‌شناسی«، »حقوق«، »زبان، ادبیات و زبان­‌شناسی«، »علوم اجتماعی و علوم ارتباطات«، »علوم‌اقتصادی، مدیریت و علوم مالی«، »علوم تربیتی، روان‌شناسی و علوم ورزشی«، »علوم سیاسی، روابط بین‌الملل و مطالعات منطقه‌ای«، »علوم قرآنی، تفسیر و حدیث«، »فقه و اصول«، »فلسفه، منطق و کلام«، »فناوری اطلاعات، اطلاع‌­رسانی و کتابداری«، »مطالعات انقلاب اسلامی و امام خمینی (ره)«، »مطالعات هنر و زیبایی­‌شناسی« و »مطالعات میان رشته‌­ای« دریافت می­‌شوند. بخش بین‌الملل جشنواره نیز آثار مربوط به حوزه ایران‌شناسی و اسلام‌شناسی را دریافت می‌کند.
به گزارش دبیرخانه دوازدهمین جشنواره بین‌المللی فارابی، همچون ادوار گذشته در بخش ویژه نیز جایزه شخصیت‌های پیشرو علوم انسانی و اسلامی، پیشکسوت علوم انسانی و اسلامی، مترجم برتر، انجمن علمی برتر، نشریه علمی برتر و نظریه‌پرداز برتر اعطا خواهد شد.
تمامی پژوهشـگران حوزه علـوم انسـانی و اسـلامی می­توانند با مراجعه به سایت جشنواره به آدرس  WWW.FARABIAWARD.IR  از دهم شهریورماه آثار علمی خود را ثبت کنند.
میرزایی همچنین با بیان اینکه ثبت آثار در سامانه جشنواره در دو قالب حقیقی و حقوقی است اظهار داشت: علاوه بر اینکه مولفین و پژوهشگران محترم خود می‌توانند نسبت به ثبت آثار در سامانه اقدام نمایند، ناشران محترم، دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی، انجمن‌های علمی و گروه‌های علمی آموزشی و پژوهشی نیز چنانچه اثری را واجد شایستگی لازم می‌دانند به معرفی و ثبت آثار پیشنهادی مبادرت ورزند و زمینه شناسایی آثار فاخر را فراهم نمایند.
گفتنی است جشنواره بین‌المللی فارابی توسط وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، کمیسیون ملی یونسکو، دفتر منطقه‌ای و کمیسیون ملی آیسسکو، بنیاد ملی نخبگان و پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری هر ساله برگزار می­‌شود.


دفعات مشاهده: 5856 بار   |   دفعات چاپ: 181 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

پیام تسلیت دبیرخانه جشنواره بین المللی فارابی به مناسبت درگذشت آیت الله محمدعلی تسخیری

 | تاریخ ارسال: 1399/6/1 | 
همه از خداییم و به سوی او می رویم
 
دبیرخانه جشنواره بین المللی فارابی درگذشت آیت الله محمدعلی تسخیری رئیس شورای‌عالی مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی و برگزیده هفتمین دوره جشنواره بین‌المللی فارابی که عمر با برکت خود را وقف تحقیق، تالیف و ترویج علوم دینی و وحدت امت اسلام کرده بود به خانواده آن مرحوم، عموم جامعه حوزوی تسلیت گفته و از خداوند متعال برای آن مرحوم غفران الهی و علو درجات و برای بازماندگان صبر و شکیبایی آرزومند است.
 

دفعات مشاهده: 4699 بار   |   دفعات چاپ: 184 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

دکتر میرزایی: علوم انسانی؛ علومی کاربردی، هویت‌بخش و نوآور است

 | تاریخ ارسال: 1399/5/28 | 
 دکتر حسین میرزایی، رئیس پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی در آیین اختتامیه یازدهمین جشنواره بین المللی فارابی گفت: علوم انسانی علاوه بر اینکه علمی است که دارای کارکرد، کاربرد و هویت‌بخش است، معنابخش و رهایی بخش هم بوده و با نوآوری نیز هم‌سنخ است.
دکتر میرزایی در این مراسم که با حضور دکتر منصور غلامی، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری و دکتر سورنا ستاری، معاون علمی و فناوری رئیس جمهوری و برخی شخصیت‌های فرهنگی و اجتماعی کشور در محل وزارت علوم برگزار شد، در خصوص جشنواره فارابی گفت: جشنواره بین‌المللی فارابی، جشنواره‌ای است که روزی نهالی نو پا بود و امروز به مدد الهی و تلاش اندیشمندان و محققان علوم انسانی و اسلامی کشور به درختی تنومند و پرافتخار تبدیل شده است
.
وی افزود: علوم انسانی طیفی دارد که از انتزاعی‌ترین ساحت تا عینی‌ترین ساحت را در بر می‌گیرد و بسته به آنکه کدام ساحت در معرض دید قرار گرفته باشد قضاوت‌ها نیز در مورد آن متفاوت می‌شود از الهیات و ادبیات که معنابخشی را مدنظر دارد تا اقتصاد و مدیریت و جامعه‌شناسی که در ساحت کاربرد ید طولانی دارد، این طیف وسیع را می‌توان دید.
رئیس دبیرخانه جشنواره بین المللی فارابی در ادامه گفت: یازدهمین جشنواره بین‌المللی فارابی مفتخر است که به پاسداشت این مجموعه بزرگ علمی از۷ شخصیت بین‌المللی پرافتخار در اسلام پژوهی و ایران پژوهی و از ۱۹ اثرداخلی در بخش بزرگسال و جوان که متعلق به ۲۰ نفر از محققان در حوزه علوم انسانی در گروه‌های پانزده‌گانه علمی که تمام علوم انسانی و اسلامی را در بر می‌گیرد و همچنین از ۲ شخصیت پیشرو در علوم انسانی و اسلامی، ۲ شخصیت پیشکسوت در علوم انسانی، یک نظریه پرداز برجسته به پیشنهاد هیئت اجرایی کرسی‌های نظریه پردازی، یک انجمن علمی برتر به پیشنهاد کمیسیون انجمن‌های علمی کشور، یک نشریه علمی برتر به پیشنهاد کمیسیون نشریات علمی و یک مترجم زبده و نقش‌آفرین در ساحت علوم انسانی تقدیر می‌شود.
دکتر میرزایی افزود: جوایز برگزیدگان این دوره از جشنواره بین‌المللی فارابی در بخش داخلی تا پایان هفته واریز ودر بخش بین‌الملل به آدرس برگزیدگان منتخب بخش بین‌الملل از ۷ کشور ژاپن، اندونزی، گرجستان، لبنان، انگلستان، آمریکا و کانادا ارسال خواهد شد.
وی در پایان سخنانش از حمایت امور آموزش عالی، تحقیقات و فناوری سازمان برنامه و بودجه، بنیاد ملی نخبگان، کمیسیون ملی یونسکو، دفتر منطقه‌­ای و کمیسیون ملی آیسسکو، معاونت پژوهش و فناوری، فرهنگی و اجتماعی و اداری و مالی وزارت عتف در برگزاری جشنواره قدردانی کرد و همچنین از دکتر غلامی وزیر علوم تحقیقات و فناوری، دکتر ستاری معاون علمی و فناوری رییس جمهور، دکتر غلامرضا غفاری دبیر جشنواره فارابی و معاون فرهنگی و اجتماعی وزیر علوم و دکتر نبوی دبیر علمی و آقای علی میرزایی مدیر اجرایی جشنواره و کلیه کارکنان دبیرخانه جشنواره که باعث شدند جشنواره با موفقیت کار خود را به پایان رساند تشکر و قدردانی کرد.
 

دفعات مشاهده: 4686 بار   |   دفعات چاپ: 165 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در آیین اختتامیه یازدهمین جشنواره بین المللی تأکید کرد:

 | تاریخ ارسال: 1399/5/28 | 
گذر از چالش‌ها، معطوف به تدوین بسته‌های سیاستی در حوزه علوم انسانی باشد. 
 
وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در آیین اختتامیه یازدهمین جشنواره بین المللی که روز دوشنبه ۲۷ مرداد در سالن شهدای جهاد علمی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری برگزار شد با بیان اینکه برنامه‌ریزی برای کاهش مشکلات و نگرانی‌ها در کشور باید معطوف به تدوین بسته‌های سیاستی دقیق و مناسب از سوی اندیشمندان حوزه علوم انسانی باشد، گفت: جشنواره بین المللی فارابی تمام تلاش خود را به کار برده تا در حفظ استقلال علمی پیشتاز بماند.
دکتر منصور غلامی، شناسایی و حمایت از اساتید، اندیشمندان و محققان حوزه علوم انسانی را توفیقی ارزشمند دانست و گفت: حوزه تخصصی علوم انسانی در جشنواره بین­ المللی فارابی ایجاب می‌کند تا ما در زمینه‌های مختلف این حوزه، به توجه و شناخت هرچه بیشتر اساتید و اندیشمندان همت بگماریم. این توفیقی است که در این ۱۱ دوره نصیب ما شده است؛ هر چند دریای بزرگی از دانش و علم در حوزه علوم انسانی وجود دارد که بسیاری از غواصان ژرف‌نگر این حوزه در آن تلاش می‌کنند و شاید ما فقط توفیق معرفی بخش محدودی از این عزیزان را داشتیم.
وی افزود: طبعاً راه‌اندازی و حمایت از تداوم برگزاری رویدادهای باشکوهی مانند جشنواره فارابی برای تحقق اهداف مهمی چون شناسایی و تقدیر از پژوهشگران برتر علوم انسانی، ترغیب و تشویق استعدادهای جوان برای تحصیل در این حوزه، تبیین کارکرد و نقش خطیر علوم انسانی در فرآیند برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری ملی از طریق شناخت مسائل جامعه، بخش قابل توجهی از این حرکت است.

وزیر علوم، تحقیقات و فناوری ادامه داد: همچنین این امید و انتظار وجود دارد که از طریق عرضه تصویری واقعی از تولیدات علوم انسانی و اسلامی در کشور و زمینه‌سازی رشد علمی، ثمرات آن بیش از پیش نصیب جامعه شود. از این رو، از تمامی نهادها و بخش‌هایی که ما را در برگزاری این رویداد بین‌المللی حمایت کردند، تشکر و قدردانی می‌کنم.
وی با بیان اینکه در روند برگزاری یازدهمین جشنواره بین المللی فارابی، تعداد زیادی از اساتید برجسته کشور و انجمن‌های علمی معتبر در فرایندهای علمی و اجرایی همکاری نزدیک داشتند، اظهار داشت: با عنایت به چنین ظرفیت ارجمندی، من و همکارانم در مجموعه وزارت علوم، همیشه خود را موظف به حمایت از هرگونه فعالیت و حرکتی دانسته‌ایم که سبب دلگرمی و نشاط جامعه علمی کشور می‌شود.
دکتر غلامی در ادامه تاکید کرد: تحقق اهدافی که جامعه ایران معاصر مهم می‌داند، نیازمند راهنمایی محققان ایرانی و اسلامی است که این امر به استقلال نهادهای علمی بستگی دارد. در واقع هرگاه شکوفایی و پیشرفتی صورت گرفته، پیش از آن اندیشمندان و نویسندگانی بودند که با تفکر مستقل و توجه ظریف به رویدادهای اطراف خود، قلم زدند لذا هر فعالیتی با نگاه اندیشمندان امکان ظهور و بروز پیدا می‌کند.
وزیر علوم، تحقیقات و فناوری با بیان اینکه جشنواره فارابی تمام تلاش خود را به کار برده تا پیشتاز حفظ استقلال علمی بماند و سهم خود را در معرفی اساتید، نخبگان و دانشمندان در این حوزه ایفا کند، گفت: بررسی نتیجه این جشنواره به نوعی پایش منظم علوم انسانی و اسلامی و برآوردی از وضعیت آن به شمار می‌رود و بیانگر آن است که باید به کیفیت آثار علمی در همه حوزه‌ها بخصوص علوم انسانی توجه بیشتری داشته باشیم.
وی افزود: برنامه‌ریزی برای کاهش مشکلات و نگرانی‌ها باید معطوف به تدوین بسته‌های سیاستی دقیق و مناسب در زمینه پاسداشت زبان فارسی و رعایت اخلاق در پژوهش باشد که همه در حفظ استقلال علمی دانشگاه‌ها ریشه دارد.
دکتر غلامی با بیان اینکه مهم‌ترین اقدام در راستای حفظ استقلال مراکز علمی، تقویت شبکه نخبگان علوم انسانی - اسلامی و گسترش تعاملات علمی است، خاطرنشان کرد: برای تحقق این امر جشنواره فارابی باید منعکس‌کننده همه نظرات در حوزه علوم انسانی باشد و با بهره‌مندی از توانایی‌های انجمن‌های علمی، ایجاد یک شبکه فعال از نخبگان صاحب نام و میزان نقش آفرینی این بخش از جامعه علمی کشور را افزایش دهد و فضای مناسبی را برای گفت‌وگو درمورد مهم‌ترین مسائل فراهم آورد و به پیوند خوردن پژوهش و مسائل و دغدغه‌های اجتماعی کمک کند.
وزیر علوم، تحقیقات و فناوری با اشاره به شرایط کنونی جهان و شیوع ویروس کرونا گفت: در ماه‌های گذشته شیوع این بیماری جنبه‌های مختلف زندگی اجتماعی را متأثر کرده و لذا بیش از گذشته، نقش مهم علوم انسانی برای گذر کم هزینه از این بحران احساس می‌شود. مسائلی چون تحولات سبک زندگی، حفاظت از محیط زیست و سیاست‌گذاری علمی از مواردی است که پژوهشگران این حوزه با تکیه بر تجربیات ملی و جهانی، می‌توانند آموزش عالی کشور را در شرایط فعلی مساعدت کنند.
وی در پایان با ابراز امیدواری نسبت به این که این نوع از جشنواره‌ها هرسال سبب ایجاد ارتباط بیشتر جامعه علمی کشور با اساتید و صاحب‌نظران علوم مختلف در دنیا باشد از همه دست اندرکاران برگزاری هرچه بهتر این جشنواره طی دوره­ های مختلف تشکر کرد.

جشنواره بین المللی فارابی این فرهنگ غنی کشور را به دنیا معرفی کند.

همچنین در این آیین دکتر سورنا ستاری معاون علمی و فناوری رئیس جمهور طی سخنانی کوتاه گفت: امیدوارم جشنواره بین المللی فارابی بتواند این فرهنگ غنی کشور را به دنیا معرفی کند. وی خاطرنشان کرد با وجود این سابقه درخشان، متاسفانه در زمینه انتشارات علوم انسانی در دنیا امروزه رتبه قابل قبولی نداریم. یکی از نکاتی که بایستی توجه جدی به آن داشته باشیم مسئله انتشار و معرفی آثار تولید شده علوم انسانی در کشور به دیگر جوامع باشیم.
دکتر ستاری با اشاره به شرایط ایجاد شده به دلیل شیوع کرونا ویروس در کشور، افزود: در چنین شرایط خاصی نیاز است تا با همکاری یکدیگر از محققان به ویژه در حوزه علوم انسانی حمایت کنیم.
 
جشنواره بین­ المللی فارابی باید نقش علوم انسانی را در حل مسائل کشور و پیشبرد آن تبیین کند.
دکتر غلامعلی حداد عادل، رئیس شورای تحول و ارتقاء علوم انسانی شورای عالی انقلاب فرهنگی هم با بیان اینکه جشنواره فارابی باید نقش علوم انسانی را در حل مسائل کشور و پیشبرد آن تبیین کند، گفت: علوم انسانی در کشور ما به نوسازی و بازسازی نیاز دارد.
وی انتخاب نام فارابی برای این جشنواره را شایسته دانست و گفت: این عنوان باعث می ­شود جوانان ما بدانند وارث فرهنگ و تمدنی هستیم که بزرگانی مانند ابونصر فارابی را در خود پرورش داده است.

دکتر حداد عادل تاکید کرد: علوم انسانی نزد ما سنت و سابقه دارد و این جشنواره باید پیامی به جامعه و مسئولان کشور باشد که مشکلات کشور بدون استمداد از علوم انسانی قابل حل نیست.
رئیس شورای تحول و ارتقاء علوم انسانی گفت: چنین تصور می ­شود که مسائل کشور فقط به دست مهندسان و پزشکان قابل حل بوده و برای علوم انسانی کمتر شأن کاربردی و گره‌ گشایی در اداره کشور متصور است.
وی با بیان اینکه جشنواره فارابی باید نقش علوم انسانی را در حل مسائل کشور و پیشبرد آن توضیح دهد و تبیین کند، گفت: علوم انسانی در کشور ما به نوسازی و بازسازی نیاز دارد. در عین حال که باید از تجربه­ های جهان استفاده کنیم و سر ستیزه با حقیقت و منطق نداشته باشیم، باید اصالت خود را حفظ کرده و از تقلید کورکورانه بپرهیزیم.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: نظر به چنین  اصلی در شورای عالی انقلاب فرهنگی اراده­ای برای تحول و ارتقاء علوم انسانی پدید آمد که نتیجه آن تشکیل شورای تحول علوم انسانی بود که از ۱۰ سال پیش تاکنون زیر نظر وزارت علوم فعالیت می ­کند و امید است تلاش شورای تحول برای روز آمدسازی، کارآمدی، بومی سازی و اسلامی سازی علوم انسانی که چهار هدف مشخص در این تحول است، به ثمر نشیند.
 
لازم به ذکر است مراسم مذکور به صورت حضوری و مجازی برگزار شده و از تارنماهای جشنواره و وزارت علوم به صورت زنده پخش شده است.

دفعات مشاهده: 4957 بار   |   دفعات چاپ: 181 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

برگزیدگان یازدهمین دوره جشنواره بین‌المللی فارابی معرفی و تقدیر شدند

 | تاریخ ارسال: 1399/5/27 | 

به گزارش دبیرخانه یازدهمین جشنواره بین المللی فارابی در آیین اختتامیه جشنواره بین‌المللی فارابی، صاحبان ۱۹ اثر برگزیده داخلی (۲۰ نفر) و هفت شخصیت برگزیده خارجی در حوزه ایران‌شناسی و اسلام‌شناسی از کشور‌های اندونزی، لبنان، انگلستان، ژاپن، کانادا، گرجستان و آمریکا و همچنین هشت شخصیت حقیقی و حقوقی ایرانی شامل دو تن از شخصیت‌های فقید پیشرو علوم انسانی و اسلامی و دو نفر از پیشکسوتان علوم انسانی ایران، یک نفر مترجم برتر، نظریه پرداز برجسته و انجمن علمی و نشریه علمی به عنوان برگزیدگان حائز رتبه یا شایسته تقدیر برگزیده معرفی و تقدیر شدند.

 

در بین ۱۹ اثر برگزیده داخلی، ۱۵ اثر رساله دکتری و چهار اثر کتاب بود و از لحاظ رده سنی، ۱۱ اثر در بخش بزرگسال و هشت اثر در بخش جوان برگزیده شده اند.

 

در بخش ویژه جشنواره فارابی از مرحوم آیت الله ابراهیم امینی و مرحوم دکتر داریوش شایگان به عنوان شخصیت‌های پیشرو علوم انسانی و اسلامی و از دکتر منصوره اتحادیه و دکتر غلامعباس توسلی به عنوان دو پیشکسوت علوم انسانی ایران تجلیل شد.

 

در این بخش، حجت الاسلام دکتر نجف لک زایی به عنوان نظریه پرداز برجسته (به پیشنهاد هیات حمایت از کرسی های نظریه پردازی، نقد و مناظره) و عبدالله کوثری به عنوان مترجم برتر مورد تقدیر قرار گرفتند.

 

از بین نهادهای پژوهشی فعال در حوزه علوم انسانی و اسلامی هم از انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات به عنوان انجمن علمی برتر و از Journal of research in applied linguistics به عنوان فصلنامه علمی برتر تقدیر شد.

 

در بخش برگزیدگان گروه‌های علمی در گروه اخلاق، ادیان و عرفان، حسین خندق آبادی،  دانش آموخته دانشگاه ادیان و مذاهب با ارائه رساله دکتری خود با عنوان «شکاف میان معرفت اخلاقی و عمل اخلاقی نزد قاضی عبدالجبار و ابوحامد غزالی» در سطح بزرگسال و سید مرتضی طباطبائی، دانش آموخته دانشگاه اصفهان با ارائه رساله دکتری خود با عنوان «اصول اخلاقی کاربری تکنولوژی مدرن: الگویی تلفیقی براساس مکاتب وظیفه گرا، پیامدگرا و فضیلت گرا» در سطح جوان، شایسته تقدیر شناخته شدند.

 

در گروه تاریخ، جغرافیا و باستان شناسی هم الهه محبوب فریمانی، دانش آموخته دانشگاه پیام نور (مرکز تحصیلات تکمیلی تهران) با ارائه رساله دکتری خود با عنوان «بررسی دفاتر مالی عصر صفوی (مطالعه موردی دفاتر توجیهات آستان قدس رضوی)» به عنوان برگزیده دوم سطح بزرگسال و اسماعیل همتی ازندریانی دانش آموخته دانشگاه بوعلی سینا با ارائه رساله دکتری خود با عنوان « بررسی و تحلیل مجموعه معماری دستکند ارزانفود – همدان» به عنوان برگزیده اول بخش جوان یازدهمین دوره جشنواره بین‌المللی فارابی معرفی و تقدیر شد.

 

در گروه حقوق در سطح بزرگسال هیچ اثری به عنوان برگزیده یا شایسته تقدیر شناخته نشد و در سطح جوان، فاطمه فتح پور، دانش آموخته دانشگاه شهید بهشتی با ارائه رساله خود با عنوان «مقابله با تروریسم در پرتو دکترین امنیت انسانی» موفق به کسب عنوان برگزیده سوم شد.

 

در گروه زبان، ادبیات و زبان شناسی، دکتر وحید صادقی به دلیل تالیف کتاب «ساخت نوایی زبان فارسی – تکیه واژگانی و آهنگ» چاپ سازمان سمت در بخش بزرگسال به عنوان برگزیده رتبه دوم، معرفی و قدرت الله ضرونی، دانش آموخته دانشگاه شهید چمران اهواز به دلیل رساله دکتری اش با عنوان «بوطیقای غزل نو: جریان شناسی و تحلیل مولفه های آن» در سطح جوان، شایسته تقدیر شناخته شد.

 

در گروه علوم اجتماعی و علوم ارتباطات یازدهمین دوره جشنواره فارابی نیز که برگزیده یا شایسته تقدیری در سطح جوان نداشت، میثم اهرابیان صدر، دانش آموخته دانشگاه شهید بهشتی با ارائه رساله دکتری اش با عنوان «موردپژوهی نابرابری فضایی و مناسبات اجتماعی مرتبط با آن در شهر تهران از ۱۲۵۰ تا ۱۳۵۷) به عنوان شایسته تقدیر در سطح بزرگسال معرفی و تقدیر شد.

 

در گروه علوم تربیتی، روان‌شناسی و علوم ورزشی که بیشترین آثار واصله به دبیرخانه جشنواره را داشت در سطح بزرگسال، دکتر مسعود جان بزرگی و آیت الله سید محمد غروی با تالیف کتاب «اصول روان درمانگری و مشاوره با رویکرد اسلامی» از انتشارات پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و سازمان سمت به عنوان شایسته تقدیر معرفی شدند و در سطح جوان هم هیچ اثری برگزیده یا شایسته تقدیر شناخته نشد.

 

در گروه علوم سیاسی، روابط بین الملل و مطالعات منطقه ای، دکتر عباس منوچهری باغبادرانی با ارائه کتاب «فراسوی رنج و رویا؛ روایتی دلالتی – پارادایمی از تفکر سیاسی» به عنوان برگزیده سوم در سطح بزرگسال و علی اسمعیلی اردکانی، دانش آموخته دانشگاه علامه طباطبائی با ارائه رساله خود با عنوان «دیالکتیک مفهوم و واقعیت؛ مساله مهاجرت و تحول مفهوم آن در اتحادیه اروپائی ۲۰۰۸ -۰ ۲۰۱۶» به عنوان شایسته تقدیر در سطح جوان معرفی و تقدیر شدند.

 

در گروه علوم قرآنی، تفسیر و حدیث نیز سید محمدعلی طباطبائی، دانش آموخته دانشگاه تهران با ارائه رساله دکتری اش با عنوان «بررسی زمینه های تاریخی اعتقاد به تحریف تورات و انجیل در میان مسلمانان نخستین» به عنوان برگزیده دوم سطح بزرگسال تقدیر شد و زهرا کلباسی اشتری، دانش آموخته دکتری دانشگاه اصفهان هم با ارائه رساله دکتری خود با عنوان «نظریه نزول پیوسته آیات در سوره های قرآن کریم» در سطح جوان، شایسته تقدیر شناخته شد.

 

در گروه فلسفه، منطق و کلام نیز در سطح بزرگسال، سید جمال الدین میرشرف الدین، دانش آموخته دانشگاه تهران با ارائه رساله دکتری اش با عنوان «دانایی عملی در اندیشه ارسطویی (پیش درآمدی بر فلسفه عملی بر بنیاد فرونسیس ارسطویی) » و در سطح جوان، مصطفی زالی، دانش آموخته دانشگاه تهران با ارائه رساله دکتری خود با عنوان «ضرورت و امکان تبیین امر مطلق در فلسفه هگل» به عنوان حائز رتبه دوم شناخته شدند.

 

در گروه فناوری اطلاعات، اطلاع رسانی و کتابداری در سطح بزرگسال، دکتر حبیب الله عظیمی با ارائه کتاب «نسخه نامه: کانون های استنساخ، عناصر نسخه شناسی، رویه های فهرست نویسی، شناخت جعل و اصالت نسخه ها» (بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی) شایسته تقدیر شناخته شد و در سطح جوان هیچ اثری برگزیده یا شایسته تقدیر شناخته نشد.

 

گروه مطالعات هنر و زیبایی شناسی هم اثر برگزیده یا شایسته تقدیری در سطح جوان نداشت در سطح بزرگسال، سیده مریم ایزدی دهکردی، دانش آموخته دانشگاه ادیان و مذاهب با ارائه رساله دکتری اش با عنوان «خاستگاه و آداب معنوی صنایع و هنر در فتوت نامه های ایرانی اسلامی» شایسته تقدیر شناخته شد.

 

در گروه مطالعات میان رشته ای هم در سطح بزرگسال، محمود زمانی، دانش آموخته دانشگاه تهران با ارائه رساله دکتری با عنوان «تحلیل اقتصادی اصول اخلاقی در حقوق قراردادها» شایسته تقدیر و در سطح جوان، پریا پارسا، دانش آموخته دانشگاه هنر اسلامی تبریز  با ارائه رساله دکتری با عنوان «تبیین الگوی شهر مربی کودک از منظر اندیشه اسلامی» برگزیده حائز رتبه سوم معرفی شد.

 

داوران یازدهمین دوره جشنواره بین المللی فارابی در گروه علوم اقتصادی، مدیریت و علوم مالی، گروه فقه و اصول و گروه مطالعات انقلاب اسلامی و امام خمینی (ره) اثری را حائز شرایط کسب عنوان برگزیده یا شایسته تقدیر ندانستند.
 

در بخش بین الملل یازدهمین دوره جشنواره فارابی هم جیمز وینستون موریس از آمریکا، لیندا کلارک از کانادا، حیدر باقر از اندونزی و علی مهدی زیتون از لبنان به دلیل جمیع اثارشان در حوزه اسلام‌شناسی و نوبوآکی کندو از ژاپن، سوزان روف از انگلستان و گریگول برادزه از گرجستان به دلیل جمیع آثارشان در حوزه ایران‌شناسی به عنوان برگزیدگان جشنواره معرفی و تقدیر شدند.


فایل کتابچه را از اینجا دریافت کنید.


دفعات مشاهده: 6427 بار   |   دفعات چاپ: 209 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

۲۷مرداد اختتامیه یازدهمین جشنواره بین المللی فارابی

 | تاریخ ارسال: 1399/5/25 | 


آیین اختتامیه یازدهمین جشنواره بین‌المللی فارابی ویژه تحقیقات علوم انسانی و اسلامی، ۲۷ مردادماه ساعت ۱۰ صبح با تقدیر از ۳۵ برگزیده داخلی و بین‌المللی در سالن شهدای جهاد علمی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری برگزار می‌شود.

به گزارش روابط عمومی یازدهمین جشنواره بین المللی فارابی، علاقمندان  می‌توانند از طریق مراجعه به بخش مربوطه در تارنمای رسمی جشنواره به نشانی farabiaward.ir و تارنمای رسمی وزارت علوم به نشانی msrt.ir و صفحه پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی در اینستاگرام به نشانی www.instagram.com/iscs.ac.ir آیین اختتامیه را به طور زنده مشاهده نمایند.

دفعات مشاهده: 5312 بار   |   دفعات چاپ: 193 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

زمان اختتامیه یازدهمین جشنواره بین المللی فارابی

 | تاریخ ارسال: 1399/5/22 | 
 
مراسم اختتامیه یازدهمین جشنواره بین‌المللی فارابی ویژه تحقیقات علوم انسانی و اسلامی، دوشنبه ۲۷ مردادماه با تقدیر از ۳۵ برگزیده داخلی و بین‌المللی در سالن شهدای جهاد علمی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری برگزار می‌شود.
به گزارش روابط عمومی دبیرخانه یازدهمین جشنواره فارابی در این مراسم که با رعایت پروتکل­های پیشگیری از کرونا با حضور معاون علمی و فناوری رئیس جمهور، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری و جمعی از برگزیدگان جشنواره به صورت حضوری و مجازی برگزار می­شود، صاحبان ۱۹ اثر برگزیده داخلی (۲۰ نفر)، هفت شخصیت برگزیده خارجی و همچنین هشت شخصیت ایرانی اعم از پیشکسوت علوم انسانی، پیشرو علوم  انسانی و اسلامی، مترجم برتر، نظریه پرداز برجسته و انجمن علمی و نشریه علمی برگزیده معرفی و تقدیر می‌شوند.
دکتر غلامرضا غفاری، معاون فرهنگی و اجتماعی وزیر علوم، تحقیقات و فناوری و دبیر یازدهمین جشنواره بین‌المللی فارابی در نشست خبری جشنواره که صبح امروز به صورت حضوری و مجازی در پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی برگزار شد با اشاره به بیش از یک دهه برگزاری مستمر این جشنواره و تقدیر از مجموعه دبیرخانه خصوصا داوران و روسای گروه های علمی برای به سرانجام رساندن یازدهمین جشنواره به رغم مشکلات ناشی از پاندمی کووید ۱۹ گفت: فلسفه برگزاری این جشنواره تقدیر از عالمان حوزه علوم انسانی و اسلامی است و البته محدود به برگزیدگان جشنواره نیست و به همه فعالان این حوزه حتی در خارج از کشور تعلق دارد.
وی خاطرنشان کرد: در روزگار پرتغییر کنونی که از حجم بالایی از سیالیت برخوردار است نیاز به علوم انسانی و اجتماعی بیش از هر دوره‌ای احساس می‌شود چون مسائل و موضوعات مبتلابه در این روزگار نیازمند حضور علوم انسانی و اجتماعی و عالمان آن است. با استفاده از این علوم است که می‌توانیم از مشکلات عبور کنیم و به نیازهای موجود پاسخ مناسب دهیم.
 معاون فرهنگی و اجتماعی وزیر علوم، تحقیقات و فناوری با اشاره به نقش علوم انسانی در دستیابی به پیشرفت و توسعه که طی یک صد سال اخیر، دغدغه  اصلی عالمان و سیاست‌گذاران حوزه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بوده است اظهار داشت: باید بپذیریم که با علوم انسانی لاغر و ضعیف هرگز نمی‌توان به پیشرفت رسید و تنها جوامعی در این مسیر موفق بوده اند که از پشتوانه‌های تحقیقاتی و داشته‌های وسیع در حوزه علوم انسانی و اجتماعی برخودار هستند.
 دبیر جشنواره بین‌المللی فارابی تصریح کرد: رسالت علوم انسانی و اجتماعی، ارتقای کیفیت زندگی در شئون مختلف است و بر این اساس در جشنواره فارابی هم همواره بر هر دو وجه نظری و کاربردی پژوهش‌ها تاکید شده است. علوم انسانی و اسلامی نقشی کلیدی در رفع نیازهای روز ما در عرصه های مختلف دارند که تحقق این امر مستلزم عبور از کلیشه‌ها و بازآرایی و تولید دانش و پژوهش‌های مرتبط با مسائل روز جامعه است. بر همین مبنا جشنواره فارابی خصوصا با توجه به گستره بین‌المللی آن می‌تواند بستر لازم  را برای نقش آفرینی بیشتر عالمان علوم انسانی و اسلامی فراهم کند.
 معاون فرهنگی و اجتماعی وزیر علوم با تاکید بر نقش موثر اجتماعات و انجمن‌های علمی در کمک به تولید پارادایم‌ها و گفتمان های تازه برای عبور از مشکلات اظهار داشت: بخش قابل توجهی از داشته‌های ما در حوزه علوم انسانی و اسلامی به جشنواره فارابی به عنوان یکی از مهمترین رویدادهای علوم انسانی کشور عرضه می شود و لذا می تواند به شناخت آسیب‌ها و خلاءها در این حوزه کمک ‌کند تا در نهایت پژوهش‌ها و تحقیقات برای حل مشکلات کشور به عرصه عمل نزدیک شوند.
دکتر سید عبدالامیر نبوی، دبیر شورای علمی جشنواره هم در سخنانی با اشاره به تاکید دبیرخانه برای استفاده بیشتر از ظرفیت‌های دانشگاه‌های شهرستان‌ها در داوری آثار رسیده به جشنواره یازدهم اظهار داشت: ۹۵ نفر در گروه های پانزده گانه جشنواره عضویت داشتند که در تمام کمیته ها حداقل یک تا سه نفر از خانم ها بودند. ۴۷۹ نفر نیز به عنوان داور از داخل و خارج کشور با شورای علمی همکاری کردند که در مجموع ۶۹۰ مورد داوری روی آثار رسیده به جشنواره انجام شد.
دکتر حسین میرزائی، رئیس دبیرخانه جشنواره بین المللی فارابی هم با اشاره به ارائه شش هزار و ۳۶ اثر به دبیرخانه یازدهمین جشنواره فارابی که بالغ بر پنج هزار و ۷۰۴ اثر (۹۴.۵ درصد) در بخش داخلی و  ۳۳۲ اثر (۵.۵ درصد) در بخش بین‌المللی شرکت داشته اند اظهار داشت: از نظر نوع اثر، دو هزار و ۸۸۵ اثر (۴۷.۸ درصد) در قالب کتاب،  ۵۳۳ اثر (۸.۸۳ درصد) در قالب گزارش پایانی پژوهش، هزار و ۱۹۶ اثر (۱۹.۸۱ درصد) در قالب رساله دکتری و هزار و ۴۲۲ اثر (۲۳.۵۶ درصد) در قالب پایان نامه کارشناسی ارشد بوده‌اند.
وی خاطرنشان کرد: از نظر رده سنی سه هزار و ۹۸۱ نفر (۶۶ درصد) از صاحبان آثار در رده سنی بزرگسال و دو هزار و ۵۵ نفر (۳۴ درصد) در رده سنی جوان (زیر ۳۵ سال) قرار دارند. همچنین حدود چهار هزار و ۲۴۷ نفر (۶۶ درصد) از صاحبان آثار، مرد و هزار و ۷۸۹ نفر (۲۹.۶۴ درصد) زن بوده‌اند.
به گفته میرزائی در بین گروه های پانزده گانه جشنواره نیز بیشترین آثار با تعداد ۶۷۹ اثر (۱۱.۲۵ درصد) متعلق به گروه «علوم تربیتی، روان شناسی و علوم ورزشی» بوده است.
رئیس دبیرخانه جشنواره بین المللی فارابی در خصوص برگزیدگان جشنواره نیز گفت: داوری آثار طی چهار، پنج مرحله صورت می‌گیرد و حداقل‌هایی برای معرفی آثار به عنوان تقدیر و برگزیده شدن در آیین‌نامه وجود دارد به همین دلیل است که در برخی از گروه‌ها هیچ برگزیده‌ای نداریم. در بخش داخلی با داوری‌هایی که صورت گرفته از ۱۹ اثر برگزیده و شایسته تقدیر در بخش بزرگسال و جوان تجلیل می‌کنیم که با توجه به اینکه یک اثر متعلق به دو نفر است، در این بخش ۲۰ برگزیده خواهیم داشت. در بخش بین‌الملل نیز از هفت نفر از شخصیت های برگزیده در حوزه ایران شناسی و اسلام شناسی از کشورهای اندونزی، لبنان، انگلستان، ژاپن، کانادا، گرجستان و آمریکا تقدیر می شود که دو نفر آنها، خانم هستند.
به گفته وی در بین آثار برگزیده داخلی، ۱۵ اثر رساله دکتری و چهار اثر کتاب است و از لحاظ رده سنی، ۱۱ اثر در بخش بزرگسال و هشت اثر در بخش جوان برگزیده شده اند.
رئیس پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی با اشاره به این که حدود ۴۸ درصد آثار رسیده به جشنواره (دو هزار و ۸۸۵ اثر) را کتاب تشکیل می دهد گفت: متاسفانه از بین این همه کتاب تنها چهار اثر حائز شرایط انتخاب به عنوان آثار برگزیده و شایسته تقدیر شناخته شده اند که نشان می دهد تالیفات این حوزه نیازمند توجه و تامل جدی است و آثار فاخر علوم انسانی در حوزه کتاب اندک است. در بخش تحقیقات هم متاسفانه اثر چندان ویژه‌ای در بین آثار واصله نداشتیم و عمده آثار موفق را رساله های دکتری تشکیل می دهند که نشان می دهد علی رغم انتقادهایی که به آموزش عالی کشور می شود تا اطلاع ثانوی، اصیل ترین و شایسته ترین تحقیقات علوم انسانی کشور، رساله های دکتری هستند و لازم است نهادهای مسوول مثل معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری و وزارت علوم حمایت بیشتری از تحقیقات دکتری داشته باشند.
میرزائی تصریح کرد: در بخش جنبی (ویژه) یازدهمین جشنواره فارابی از دو تن از شخصیت‌های فقید پیشروی علوم انسانی و اسلامی و دو نفر از  پیشکسوتان علوم انسانی - که یک نفر آنها، خانم هستند - تقدیر می شود. در این بخش همچنین یک مترجم برتر، یک نظریه پرداز برجسته و یک انجمن علمی برتر و یک نشریه علمی برگزیده مورد تقدیر قرار می گیرند.
رئیس دبیرخانه یازدهمین جشنواره فارابی در پایان با اعلام این که اختتامیه جشنواره فارابی روز دوشنبه ۲۷ مرداد ساعت ۱۰ تا ۱۲ با حضور معاون علمی و فناوری رئیس جمهور و وزیر علوم در محل سالن شهدای جهاد علمی وزارت علوم برگزار می‌شود، گفت: از خرداد ماه پیگیری زیادی برای برگزاری اختتامیه داشتیم اما به دلیل شیوع کرونا این کار به تاخیر افتاد. امیدوار بودیم بتوانیم جشنواره را به صورت حضوری برگزار کنیم اما باز به دلیل شیوع کرونا چنین امکانی فراهم نشد و با تاکید رئیس جمهور قرار شد اختتامیه به صورت مجازی ـ حضوری با حداقل نفرات از جمله برگزیدگان داخلی که شرایط حضور در محل مراسم را دارند برگزار شود. برگزیدگان خارجی هم به صورت وبینار در مراسم حضور پیدا می‌کنند و جوایز آن‌ها از طریق سفارتخانه‌ها به دستشان خواهد رسید.

دفعات مشاهده: 5652 بار   |   دفعات چاپ: 199 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

پیام تسلیت دبیرخانه جشنواره بین المللی فارابی به مناسبت درگذشت حجت الاسلام والمسلمین دکتر سیدعباس موسویان

 | تاریخ ارسال: 1399/5/19 | 
همه از خداییم و به سوی او می رویم


دبیرخانه جشنواره بین المللی فارابی درگذشت حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر سید‌عباس موسویان استاد حوزه و دانشگاه، نظریه‌پرداز حوزه اقتصاد اسلامی  و برگزیده دومین دوره جشنواره بین‌المللی فارابی که عمر با برکت خود را صرف تحقیق، تالیف و آموزش فقه و اقتصاد اسلامی کرده بود به خانواده آن مرحوم، عموم جامعه حوزوی و دانشگاهی تسلیت گفته و از خداوند متعال برای آن مرحوم غفران الهی و علو درجات و برای بازماندگان صبر و شکیبایی آرزومند است.
 

دفعات مشاهده: 4946 بار   |   دفعات چاپ: 183 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

کلیه حقوق این وبگاه متعلق به جشنواره بین‌المللی فارابی است.

طراحی و برنامه‌نویسی: یکتاوب افزار شرق