به گزارش روابط عمومی دبیرخانه دائمی جشنواره بینالمللی فارابی نشست «آسیبشناسی پژوهش در علوم انسانی» برگزار شد.
این نشست، سهشنبه ۱۷ مهرماه از ۱۵ تا۱۷ با حضور و سخنرانی دکتر عبدالرضا نوروزی چاکلی؛ استاد گروه علم اطلاعات و دانششناسی دانشگاه شاهد، دکتر محمود بشیری؛ دانشیار گروه ادبیات فارسی دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی دانشگاه علامه طباطبائی و دکتر کیامرث جهانگیر؛ استادیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار شد.
دکتر مهدی عباسزاده؛ دانشیار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، دبیر علمی جشنواره بین المللی فارابی و دبیر علمی نشست ضمن خوشامدگویی گفت: قصد و هدف ما از برگزاری این نشست این است که مطالعه و مروری کنیم بر آنچه در کشورمان در زمینه پژوهش علوم انسانی اتفاق میافتد، از جهات و ابعاد مختلف. تجربهای هم در جشنواره بینالمللی فارابی اتفاق افتاد در طی این سه سال اخیری که بالاخره کادر جدید عهدهدار مدیریت این جشنواره هستند. سعی میکنیم آن تجربه را هم حضورتان منعکس کنیم و از آن تجربه برای پیشبرد مباحث استفاده کنیم.
آسیبشناسی آثار پژوهشی از منظر داوران جشنواره فارابی
ایشان در ادامه افزود: آسیبشناسیای انجام شده نسبت به دوره چهاردهم فارابی یعنی دوره گذشته. از داوران محترم آثار جشنواره خواسته شده بود نسبت به آثاری که برایشان ارسال شده نظرات خود را بیان کنند و بگویند که چه مشکلات و چالشهایی را در این آثار مشاهده کردهاند. نظرات ارائه شده را میتوان در محورهای ششگانه خلاصه و دستهبندی کرد: عدم تبدیل یافتههای پژوهش به الگو، نظریه و راهکار عملی، عدم نوآوری و غلبه رویکرد توصیفی، عدم تناسب روش تحقیق، فقدان مسئله محوری، عدم اتقان، عدم تناسب چارچوب نظری، عدم جامعیت و روزآمدی منابع.
در ادمه، دکتر عبدالرضا نوروزی چاکلی استاد محترم گروه علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه شاهد، گفت: باتوجه به موضوع این نشست، سعی کردم بحثی را که بحثعملیتر و کاربردیتر و خیلی مبتلابه اعضای هیئت علمی علومانسانی است، مطرح کنم، بحث آییننامه ارتقا که البته سعی میکنم این بحث را به آسیبشناسی پژوهشهای علوم انسانی کشور نیز گره بزنم.
وقتی صحبت از ارتقا میکنیم، در اصل میخواهیم دانشگاهها را ارزیابی کنیم. وقتی یک نهادی مثل آموزش عالی یا دانشگاه را ارزیابی کنیم باید یک هدفگذاری داشته باشیم و بر اساس آن هدفگذاری برنامهریزی انجام داده باشیم که در آن برنامهریزی هم فعالیتها و سیاستهایی که ما را میتواند به برنامههایمان برساند مشخص کرده باشیم و بعد به ارزیابی بپردازیم که اسمش ارتقا است. هدف از ارتقا اعضای هیئت علمی علوم انسانی باید چه باشد، نمیتوانیم درهمه حوزهها بگوییم هدفشان یکی است.
آییننامه ارتقا تعیینکننده مسیر پژوهشها
محورهایی را در آییننامه ارتقا باید مورد بازنگری قرار بدهیم برای ارزیابی اعضای هیئت علمی که چالشهای پژوهش را در علوم انسانی کم کنیم. آییننامه ارتقا، خطکشی است که مسیر پژوهشها را تعیین میکند یعنی آییننامه را هر شکلی دربیاورید، پژوهشگران خودشان را با آن تنظیم میکنند. ما اگر در آییننامه ارتقا بیاوریم که شما باید این مقدار مقاله داشته باشید تا به شما ارتقا بدهیم، همه میروند سراغ آن. اگر در آییننامه ارتقا بیاوریم شما باید در پاسداشت میراث فرهنگی این کار را کرده باشید همه سراغ آن میروند. بنابراین یکی از چالشهایی که در علوم انسانی داریم همین ارتقاست که متناسب با علوم انسانی تدوین نشده و امیدوار هستیم به درستی مورد بازنگری قرار بگیرد و اموری که هدفهای علوم انسانی است در آن لحاظ شود.
ایشان در جمعبندی سخنان خود گفت: با توجه به محورهایی که برای ارتقا اعضای هیئت علمی علوم انسانی وجود دارد من میتوانم بگویم چالشهای اصلی در علوم انسانی به این برمیگردد که آییننامه ارتقا را ما به این سمت تا حالا سوق ندادیم و امیدوار هستم که هر چه سریعتر به بازنگریاش بپردازیم در راستای اینکه ما به پژوهشگران علوم انسانی بر اساس پختگی، خبرگی، نخبگی و اثربخشی امتیاز و ارتقا بدهیم. پختگی از مقبولیت داشتن از انسجام و وحدت شخصیتی و فکری و هویتی داشتن در آموزش و پژوهش و اخلاق و امور اجرایی شروع میشود و در سرآمدیشان در آموزش و دانشکده و دانشگاه نشان داده میشود. خبرگیشان در مرجعیت داشتن تجلی پیدا میکند، در داشتن برنامه پژوهشی منسجم و جهتدار و در اعتبار ملی و بینالمللی که دارند دیده میشود. نخبگیشان این است که آیا آثار بدیع و نوآورانه ممتاز علمی و عملی دارند یا خیر و اثربخشیشان در این است که آیا اثربخشی آموزشی و پژوهشی و اجتماعی در بعد منطقهای و ملی و بینالمللی از دید همکاران خودشان چه در همکاران داخلی چه خارجی از دید مدیریت و دانشجویان و کارفرمایان خارج از دانشگاه دارند یا خیر.
آسیبهای عمومی پژوهشهای علوم انسانی
سخنران بعدی این نشست جناب آقای دکتر کیامرث جهانگیر استادیار محترم دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران. با دستهبندی آسیبها آغاز کرد و گفت: آسیبها را به دو دسته کلی تقسیم کردم، یکی آسیبهای ماهوی و دیگری آسیبهای شکلی. در آسیبهای ماهوی باز به دو دسته کلی تقسیم کردم، یکی آسیبهای عمومی است یعنی تمامی رشتههای علوم انسانی را دربرمیگیرد و یک عارضهای هست برای همه رشتههای علوم انسانی و آسیبهای خاص هم این است که هر رشته علوم انسانی در انجام پژوهشهایش در انجامش با آن مواجه است. در رابطه با آسیبهای عمومی یا محدودیتهایی که برای توسعه پژوهشهای علوم انسانی میتوانیم ذکر بکنیم: نداشتن اقتصاد فراملی، عدم شناخت لازم مردم از منافع رشتههای علوم انسانی، عدم شناخت لازم مسئولین از پژوهش علوم انسانی، عدم تبلیغ و معرفی لازم،کاربردی نبودن پژوهشهای علم انسانی، عدم وجود یا وجود بسیار کم مؤسسه قوی که خدمات کاربردی علوم انسانی را در کشور ارائه میدهند و این باعث میشود تقاضا برای پژوهش علوم انسانی وجود نداشته باشد، غربزدگی عده کثیری از پژوهشهای علوم انسانی و وادادگی کامل آنها به دانشمندان غربی و این مسئله باعث عدم نوآوری در پژوهشهای علوم انسانی میشود، عدم استفاده از منابع غنی فرهنگ ایرانی- اسلامی یعنی همین غربزدگی و وادادگی باز یک آسیب دیگر هم دارد وارد میکند به پژوهشهای علوم انسانی و آن عدم استفاده از منابع غنی فرهنگی ایرانی- اسلامی ماست. و آخرین مورد در آسیبهای عمومی عدم معرفی پژوهشگران مؤثر در علوم انسانی، پژوهشگران مؤثر در علوم انسانی در رسانههای ما، روزنامهها میتواند باشد، فصلنامهها میتواند باشد هر جا، صداوسیما میتواند باشد.
اما در رابطه با آسیبهای خاص، دکتر جهانگیر ضمن توجه دادن به اقتضائات هر رشته و تخصصش در رشته علوم سیاسی و مطالعات انقلاب اسلامی بیان داشت: در رشته علوم سیاسی در فصلنامههای خارجی اگر مقالات سیاسی ایرانی که عمدتاً مواضع ضدغربی و ضد نظام سلطهای که دارند رد میکنند، قبول نمیکنند و این الان به رشته علوم سیاسی آسیب زده است. دومین آسیب در همین رشته، عدم درخواست معطوف به انگیزه، انگیزهآفرینی مؤسسات و وزارتخانههای سیاسی کشور یعنی ما درخواست مطلوب یا مفید در رابطه با تحقیقات علوم سیاسی که انگیزه آفرین باشد نه مؤسسهای هست که این انگیزه را به وجود بیاورد و تحقیق را سفارش بدهد نه وزارتخانههای سیاسی ما. سومین آسیبی که در این زمینه هست عدم تمایل به پژوهشهای کاربردی میان پژوهشگران ماست.
در ادامه در رابطه با آسیبهای شکلی، ایشان به این موارد اشاره کرد: عدم نهادینه شدن روشهای علمی تحقیق در فضای عمومی پژوهشگران و داوران، کمبود منابع، موضوعبندی نشدن و مخلوط بودن منابع که کار را برای پژوهشگر سخت میکند. عدم وجود دادههای ثابت در علوم انسانی؛ در علوم غیر انسانی که بیشتر با جامدات و غیره سروکار دارند، دادهها ثابت است ولی دادهها در علوم انسانی انسانها هستند و غیره ثابت و کار را برای پژوهشگر سخت میکند.
جشنوارهها بستر نقد عالمانه و منصفانه
دکتر محمود بشیری دانشیار محترم گروه ادبیات فارسی علامه طباطبایی در مورد وضعیت پژوهش در جامعه ما گفت: نه میتوانیم بگوییم به معنی دقیق کلمه مطلوب است و نه میتوان گفت نامطلوب است، بسته به رشتههای مختلف این مسئله نسبی است. در حوزه علوم انسانی پژوهشها باید بیشتر مبتنی بر دیدگاههای بومی اسلامی و ایرانی باشد ولی در حال حاضر چنین چیزی خیلی مشاهده نمیشود، بسیار کم است نه اینکه نیست. مشکل دیگر این است که تعیین اولویتهای پژوهشی گاه بدرستی انجام نمیگیرد. کلی گویی و کلیشته پردازی داریم و گاه ما مطالب را ناخوانده نقد میکنیم؛ لذا نقد عالمانه و منصفانه کمتر دیده میشود. همین جشنوارهها برای نقد عالمانه و منصفانه مهم هستند.
دیدگاههای بومی اسلامی و ایرانی مبنای پژوهشها
ایشان در ادامه گفت در رشتهای که مربوط به بنده هست یعنی زبان و ادبیات فارسی، با اینکه این رشته یک رشته کاملاً بومی است، مربوط به زبان و ادبیات فارسی است؛ توقع این است که تمام اجزا و مسائل مربوط به پژوهش در این زمینه بومی و اسلامی باشد، ایرانی باشد متاسفانه عمدتاً غربی است؛ یعنی غرب حتی در بومیترین رشته ما نفوذ پیدا کرده و این جای بسی تاسف است. در فقهالغه نیز تحقیقات ما ضعیف است. گاه غربیان بهتر از ما فهمیدهاند. دلسوزی و وظیفه شناسی مسئولان هم کمتر میبینیم نسبت به پژوهش در ادبیات.
دکتر عباسزاده در انتهای نشست اظهار کرد: ضمن تشکر مجدد از اساتید محترم و عزیزانی که چه به صورت حضوری چه در فضای مجازی مباحث را دنبال کردند، با این امید که بتوانیم به صورت خاص برای هر رشته علوم انسانی آسیبشناسی پژوهشها را در جلسات اینده و نشستهای آتی دنبال کنیم.
|