نصرالله حکمت: استاد جهانگیری به مقام معلمی رسیده بود.
معلمی این نیست که فردی دانستهها و معلوماتش را به فرد دیگر منتقل کند. معلمی یعنی اینکه فردی این قدرت را داشته باشد که فرد دیگری را به مقام متعلم برساند.
محمدرضا بهشتی: استاد جهانگیری ابایی از پرسیدن حتی از شاگردانش هم نداشت.

به گزارش دبیرخانه جشنواره بینالمللی فارابی نشست «نشر دانشگاهی در حوزه فلسفه، یادبود دکتر محسن جهانگیری» به همت مرکز نشر دانشگاهی با همکاری خانه اندیشمندان علومانسانی و دبیرخانه جشنواره بینالمللی فارابی با حضور دکتر محمدرضا حسینی بهشتی، دکتر نصرالله حکمت و دکتر شهین اعوانی در سالن خیام خانه اندیشمندان علومانسانی برگزار شد.
محمدرضا حسینی بهشتی استاد فلسفه دانشگاه تهران ضمن تقدیر از برگزاری این نشست برای استاد فقید دکتر جهانگیری به آشناییاش با استاد در سال 1362 اشاره کرد و گفت: در زمانی که دانشجوی کارشناسی بودم استاد به ما درس تاریخ کلام و کلام را تدریس میکرد، اینکه فردی بتواند تاریخ کلام را خوب تدریس کند بسیار مهم است. نکته دیگر نحوه تدریس ایشان بود که نشان میداد کوله باری از تجربه معلمی را با خود دارد. در تدریس ایشان ویژگیهایی مانند شمرده سخن گفتن، پیوستگی کلام، برانگیختن کنجکاوی و... عیان بود. ویژگی دیگر دکتر جهانگیری این بود که تا آخرین ماههای عمر بابرکتش تدریس را ادامه داد.
وی در ادامه با اشاره به تسلط استاد جهانگیری بر عرفان و آثار افرادی مانند ابنعربی افزود: این تسلط ایشان قابل توجه است. اما مهمتر از اینها، درباره کلاس، درس و تدریس به ما معلمان جوان نکات بسیاری را تاکید میکرد که زائیده توجه ایشان به کار تدریس بود.
دکتر بهشتی در بخش دیگری از سخنانش با تاکید بر اهتمام استاد به کار پژوهشی گفت: کار پژوهش را معادل کار تدریس جدی میگرفت. درکار پژوهشی به ویژه در کار تتبع بسیار کوشا بود. با ریزبینی و وسواس به دنبال موضوعات میرفت و منابع را پیدا میکرد. همچنین ایشان بسیار قدرشناس کار دیگران بود و در نقل قولها بسیار دقیق و وسواس داشت. مثلا در کتاب اسپینوزا درباره یک مطلب حدود 15 بار آن را پرسید. هرچند بنده شاگرد ایشان بودم اما برای کار پژوهشیاش ابایی از پرسیدن نداشت حتی اگر آن فرد شاگردش باشد. این منش و دقت نظر بسیار آموزنده است.
استاد دانشگاه تهران یادآور شد: دانش در فکر و روح دکتر جهانگیری رسوخ کرده بود. همچنین ایشان هیچ وقت از طریق زبان کسی را نصیحت نمیکرد بلکه از طریق کردار و منشاش این کار را میکرد. روح جوان جستجوگر دکتر جهانگیری قابل تحسین بود.
نصرالله حکمت استاد فلسفه دانشگاه شهید بهشتی دیگر سخنران این نشست با بیان اینکه با مرگ دکتر جهانگیری به یاد خروج فارابی از بغداد افتادم گفت: فارابی نزدیک 50 سال در بغداد زندگی کرد، روزی که از بغداد خارج شد شهر بغداد نفهمید که ایشان از بغداد بیرون میرود. چرا که زمانی هم که در بغداد بود شهر بغداد نمیدانست که فارابی در آن زیست میکند.
وی افزود: الان پس از گذشت بیش از هزار سال از آن روز احساس میکنیم که در شهر و دیاری زندگی میکنیم که وجود همه متفکران کالعدم است و بودشان همانند نبودشان است. برای اینکه ما به تفکر و فیلسوف نیاز نداریم، امور ما بیتفکر هم جاری است و میگذرد. این نشانه این است که درآن شهر "کون فی العالم" و "کون فی العالِم" منسوخ گشته است و انسانها بیشتر میل آن دارند که در جهان لانه زیست کنند.
حکمت در ادامه بیان کرد: افتخارم این است که شاگرد هموارهِ استاد جهانگیری هستم، نزدیک 15 سال در محضر ایشان شاگردی کردهام. از تمامی ویژگیهای خوب ایشان که بگذرم باید بگویم که منش حکیمانه ایشان بسیار قابل تحسین بود. در واقع استاد جهانگیری به مقام معلمی رسیده بود. معلمی این نیست که فردی دانستهها و معلوماتش را به فرد دیگر منتقل کند. معلمی یعنی اینکه فردی این قدرت را داشته باشد که فرد دیگری را به مقام متعلم برساند و از او یک فرد متعلم بسازد. کسی که متعلم است نیازی به شنیدن یا خواندن تنها ندارد، متعلم حتی در سکوت معلم هم میآموزد.

وی تبیین کرد در مرتبهای که بنده متلعم بودم و ایشان معلم میتوانم آموزههای ایشان را در سه آموزه بیان کنم: 1- کمتر از آنچه هستیم دیده بشویم 2- کمتر از آنچه میدانیم بنویسیم، آنچه در کتاب محیالدین ابن عربی آمده درصد کمی از دانستههای ایشان است. 3- بیشتر از آنچه میگوییم رفتار کنیم. به راستی که آنچه ایشان انجام میدادند یکصدم آن را نمیگفتند. وجه مشترک این سه آموزه وارد نشدن در عرصه غلبه، غوغا و جنجال است. این سه آموزه ما را در ساحت حضور میبرد نه در ساحت ظهور. به راستی استاد جهانگیری از غوغا و جنجال به دور بود و این سه ویژگی را با رفتارشان به ما آموزش میداد.
شهین اعوانی عضو هیئت علمی موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه نیز در ادامه این نشست با اشاره به اینکه در پشت آرامشی که در استاد جهانگیری بود حکمتی نهفته بود گفت: در پشت آن همه حکمت بانویی وجود دارد که ما در استاد جهانگیری آن را میبینیم. استاد جهانگیری نزد خانوادهاش یک قداست خاص و مثال زدنی داشت.
وی به کار استاد جهانگیری درباره اخلاق اسپینوزا اشاره کرد و برخی از ویژگیهای اسپینوزا را از قول استاد جهانگیری برشمرد و گفت: استاد جهانگیری اسپینوزا را نسبت به دکارت انتخاب میکند چون معتقد است هرچند هر دو عقلگرا هستند اما اسپینوزا میتواند الگوی جوانان باشد. همچنین اسپینوزا اندیشههای عرفانی دارد و متاثر از حکمای اسلامی است. یکی از مهمترین ویژگیهای این کتاب روش تالیفی آن است.

این نشست با حضور اساتید، پژوهشگران، دانشجویان فلسفه، علاقمندان استاد جهانگیری و خانواده ایشان برگزار شد. دکتر محسن جهانگیری استاد فلسفه دانشگاه تهران، نویسنده و مترجم چندین اثر ارزشمند در حوزه فلسفه، عرفان و.... برگزیده دومین جشنواره بینالمللی فارابی به عنوان پیشکسوت علومانسانی ایران، چهره ماندگار رشته فلسفه در دومین همایش چهرههای ماندگار؛ اول اردیبهشتماه 1398 در سن ۹۰ سالگی دار فانی را وداع گفت و در آرامش جهان ابدی آرمید.
دفعات مشاهده: 10513 بار |
دفعات چاپ: 422 بار |
دفعات ارسال به دیگران: 0 بار |
0 نظر